عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٢٩ - سيماى مؤمنان و متواضعان
از عرفا و حكما و اوليا و بيداران به وسيله آن نور و سيما آنان را مىشناسند.
حقيقت اين است كه صفات حميده و اوصاف پسنديده و ملكات فاضله چون ريشه در ملكوت عالم دارد و سايهاى از درخت طوبى و اسما و صفات الهى است جز نور و روشنايى و جز حق و واقعيت چيزى نيست كه اين معنا به وسيله آيات الهى و معارف ملكوتى اعلام شده و توسط فلاسفه موحد و عرفاى عاشق و اولياى الهى و كاملان از اصفيا به اثبات رسيده، در سوره مباركه انعام مىخوانيم:
[أ و من كان ميتا فأحييناه و جعلنا له نورا يمشي به في الناس كمن مثله في الظلمات ليس بخارج منها كذلك زين للكافرين ما كانوا يعملون][١].
آيا كسى كه [از نظر عقلى و روحى] مرده بود و ما او را [به وسيله هدايت و ايمان] زنده كرديم، و براى وى نورى قرار داديم تا در پرتو آن در ميان مردم [به درستى و سلامت] حركت كند، مانند كسى است كه در تاريكىها [ى جهل و گمراهى] است و از آن بيرون شدنى نيست؟! اين گونه براى كافران [به خاطر لجاجت و عنادشان] آنچه انجام مىدادند، آراسته شد [تا گمان كنند اعمالى را كه انجام مىدهند نيكوست.]
البته اين نورى كه در آيه شريفه است به توضيح روايات و تفسير اهل حال عبارت از ايمان و معرفت و اخلاق حسنه و عمل صالح است كه همه به انسان حيات معنوى مىدهد و آدمى را از سياه چال مرگ روحى و موت نفسى و قلبى در مىآورد و چون در باطن انسان تابيدن گرفت از شدت تابش سر از ظاهر آدمى درآورده و خود را در چهره و حركات انسان مىنماياند، آن وقت است كه فرشتگان در آسمان و اوليا در زمين توسط اين نور، آدمى را شناخته و باطن و ظاهر انسان را به
[١] - انعام( ٦): ١٢٢.