عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٧ - انسان و روح اعظم در كلام ملا صدرا
حسنه و شكوفا كننده تمام استعدادهاى انسانى و علت سعادت دنيا و آخرت است و عقل و وجدان و فطرت و منطق حكم مىكند كه از كلمات آنان كه نمايشگر صفاى باطن ايشان است، صفايى كه محض تجلى نور خداست پيروى كنيم و در برابر، از كلام بىخبران و بىخردان و ماديگران و بازيگران كه نشانه كدورت و تاريكى باطن آنان است به شدت پرهيز نماييم.
جان پاك و حقيقت مؤمن و قلب عاشق بايد به محضر مبارك اين كاملان و واصلان كه علت پاكى و ريشه حقيقتاند عرضه بدارد:
|
خاك من زنده به تأثير هواى لب توست |
سازگارى نكند آب و هواى دگرم |
|
|
وه كه گر بر سر كوى تو شبى روز كنم |
غلغل اندر ملكوت افتد از آه سحرم |
|
|
پاى مىپيچم و چون پاى دلم مىپيچد |
بار مىبندم و از بار فرو بستهترم |
|
|
چه كنم دست ندارم به گريبان اجل |
تا به تن در زغمت پيرهن جان بدرم |
|
|
گر سخن گويم من بعد شكايت باشد |
ور شكايت كنم از دست تو پيش كه برم |
|
|
خار سوداى تو آويخت در دامن دل |
ننگم آيد كه به اطراف گلستان گذرم[١] |
|
آرى، سخن، آشكار كننده باطن اشخاص است كه اشخاص در صفا و صافى و در جلا و پاكى و در ايمان و عشقند، يا در كدورت و تاريكى و جهل و بىخبرى و در قساوت و پستى چنان كه اميرالمؤمنين ٧ فرمود:
هر كس به زير زبان خود پنهان است، چون وارد سخن شود معلوم نمايد كه كيست[٢].
[١] -سعدى شيرازى.
[٢] -نهج البلاغة: حكمت ١٤٨؛ غرر الحكم: ٢٠٩، حديث ٤٠٢٠.