عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٤٥ - كلام غزالى درباره ريا
انكار نتوانند كرد و بينند كه چنان نافرمانى و سوء معامله با چه كسى كرده، بينشى كه از آن تعامى[١] ميسر نباشد و از زشتى كردار خود آگاه شوند آگاهىاى كه تجاهل با آن نتوان ورزيد، ايشان را حالتى روى نمايد از خجالت كه عذاب آتش با شدت و حدت كه آن راست اهون از آن باشد و اگر ايشان را به عذاب آتش مشغول كنند و آن خجالت ايشان را فراموش شود، يا ساعتى از آن ذاهل و غافل گردند گويى بر ايشان منتى توان نهاد و واى بر كسى و بدا به حال او كه عذاب آتش با آنچه اوست اهون الحالين او باشد...
|
در آتشم بيفكن و نام گنه مبر |
كآتش به گرمى عرق انفعال نيست |
|
آرى، براى اهل بينش حرمان و هجران از او سختترين عذاب و محروميت از قرب و وصال بدترين شكنجه است.
كلام غزالى درباره ريا
غزالى در باب مهلكات «كيمياى سعادت» بر اساس آيات و روايات درباره ريا مىگويد[٢]:
بدان كه ريا كردن به طاعتهاى حق تعالى از كباير است و به شرك نزديك است و هيچ بيمارى بر دل پارسايان غالبتر از اين نيست كه چون عبادتى كنند، خواهند كه مردمان از آن خبر يابند و برجمله ايشان را پارسا اعتقاد كنند و چون مقصود از عبادت اعتقاد مردمان بود، خود عبادت نبود كه پرستيدن خلق بود و اگر آن نيز مقصود باشد با پرستيدن حق تعالى شرك بود و ديگرى را با حق تعالى شريك كرده باشد اندر عبادت خويش و حق تعالى همى گويد:
[١] - تعامى: چشمپوشى.
[٢] - كيمياى سعادت: ٥٧١، اصل هشتم.