عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٠ - سخن اولياى الهى
آيا كسانى را كه [شكر] نعمت خدا را به كفران و ناسپاسى تبديل كردند و قوم خود را به سراى نابودى و هلاكت درآوردند، نديدى؟
اگر پاى درد دل اين نعمت گرانمايه بنشينيم و با گوش جان مستمع اين سرمايه الهى شويم مىشنويم كه مىگويد:
|
در غبار غم از اين وحشت سرا افتادهام |
نور مهتابم كه در ويرانهها افتادهام |
|
|
سايه پرورد بهشتم از چه گشتم صيد خاك |
تيره بختى بين كجا بودم كجا افتادهام |
|
|
جاى در بستان سراى عشق مىبايد مرا |
عندليبم از چه در ماتم سرا افتادهام |
|
|
پاى مال مردمم از نارسايىهاى بخت |
سبزه بىطالعم در زير پا افتادهام |
|
|
خوار ناچيزم مرا در بوستان مقدار نيست |
اشك بىقدرم زچشم آشنا افتادهام |
|
|
لب فرو بستم رهى بىروى گلچين وا بمير |
در فراق هم نوايان از نوا افتادهام[١] |
|
بياييد دل به خدا بسپاريم و خانه قلب را با كمك وحى و كلام گهربار انبيا و امامان : صفا دهيم و از اين لحظه به بعد تمام هستى خود را با قرآن مجيد هماهنگ كنيم، تا از دست هواى نفس و شياطين انسى و جنى نجات پيدا كرده و حركت و عملمان تبديل به حركت شايسته و عمل صالح گردد و به خصوص زبانمان از كلام لغو و باطل و بيهوده خلاص گردد و به كلام حق و سخن ملكوتى آراسته شود.
سخن اولياى الهى
شما به سخنان انبيا و ائمه : و عرفاى الهى و حكيمان با حقيقت و ناصحان دلسوز مراجعه كنيد تا به ارزش سخنى كه از قلب پاك و درون منور به نور ايمان
[١] -رهى معيرى.