عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٧٣ - كلام خواجه طوسى در غضب
كلام خواجه طوسى در غضب
خواجه نصير طوسى در «اخلاق ناصرى» مىگويد:
غضب حركتى بود نفس را كه مبدأ آن شهوت و انتقام بود و اين حركت چون به عنف بود آتش خشم افروخته شود و خون در غليان آيد و دماغ و شريانات از دخانى مظلم ممتلى شود تا عقل محجوب گردد و فعل او ضعيف، چنان كه حكما گفتهاند:
بنيه انسانى مانند غار كوهى شود مملو به حريق آتش و محتنق به لهب و دخان كه از آن غار جز آواز و بانگ و مشغله و غلبه اشتعال چيزى ديگر معلوم نشود و در اين حال معالجه اين تغير و اطفاى اين نايره در غايت تعذر بود، هر چه در اطفاى اشتعال استعمال كنند ماده قوت گيرد و سبب زيادت اشتعال شود، اگر به موعظت تمسك كنند خشم بيشتر شود و اگر در تسكين حيله نمايند لهب و مشعله زياده گردد و در اشخاص به حسب اختلاف امزجه اين حال مختلف درافتد، چه تركيبى باشد مانند تركيب كبريت كه از كمتر شررى اشتعال يابد و تركيبى باشد به مناسبت تركيب روغن كه اشتعال آن را سببى بيشتر بايد و هم چنين تركيبى بود مانند تركيب چوب خشك و چوب تر، تا به تركيبى رسد كه اشتعال آن در غايت تعذر بود و اين ترتيب به اعتبار حال غضب بود در عنفوان مبدأ حركت.
اما آن گاه كه سبب متواتر شود، اصناف مراتب متساوى نمايند، چنان كه از اندك آتشى كه از احتكاكى ضعيف متواتر كه در چوبى حادث شود، بيشههاى عظيم و درختان بهم در شده، چه خشك و چه تر سوخته گردد و تأمل بايد كرد در حال ميغ و صاعقه كه چگونه از احتكاك و بخار رطب و يابس بر يكديگر اشتعال بروق و قذف صواعق كه بر كوههاى سخت و سنگهاى خاره گذر يابد حادث