عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٩٤ - ٤ - حقد و كينه توزى
كفار به خاطر عصبيت كه بازدهش خشم است مورد نكوهش حق و مؤمنان به خاطر آرامشى كه حق به آنان مرحمت فرموده مورد ستايش قرار دارند.
يكى از انبيا به كسانى كه با او مصاحبت داشتند فرمود:
چه كسى با من پيمان مىبندد كه خشمگين نشود، تا بدين وسيله از لحاظ مقام و مرتبت نبوت با من هم طراز گردد و پس از من جانشينم باشد؟
يكى از جوانان مجلس گفت: من چنين تعهدى را قبول مىكنم، سپس آن پيامبر سخن و پيشنهاد خود را تكرار كرد، باز هم آن جوان گفت: من اين مسؤوليت انسانى را به عهده مىگيرم و او عملا نسبت به تعهدش وفادار ماند، وقتى آن پيامبر از دنيا رفت، جوان مذكور به مقام و مرتبت او نايل شد و آن جوان همان ذوالكفل نبى است كه متكفل و متعهد شد غضب نكند و به تعهدش نيز وفادار ماند.
٤- حقد و كينه توزى
ديگر از آفات مجادله غير احسن، حقد و كينه توزى است كه خود بازده و زاده غضب است، چون انسان وقتى خشم خود را به دل مىگيرد مسلما قادر بر تشفى قلب نخواهد بود، لذا اين حالت در درون او نفوذ كرده وآنجا پايدار و محفوظ مىماند وبالاخره سر از حقد و كينه بر مىآورد.
بنابراين اين حقد و كينه توزى، ثمره تلخ وميوه ناباب خشم وغضب است كه امور زشت وحالات ناپسنديده را براى انسان به ارمغان مىآورد كه اين امور عبارتند از: حسد، ناسزاگويى در برابر حوادث ناخوشايند، عزلت و كنارهجويى از مردم، بريدن از خويشاوندان و نزديكان، سخنهاى ناروا و نامشروع از قبيل: دروغ، غيبت، افشاى اسرار مردم، پردهدرى، نقل مطالب استهزاآميز و آزار رساندن با زبان و كردار.