عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٩١ - طمع و قناعت
طمع و قناعت
بدان كه طمع از جمله اخلاق مذموم است و مذلت اندر حال نقد بود و خجلت به آخر كار.
هر كه به كسى طمع دارد با وى مداهنت كند و نفاق كند و به عبادت ريا كند و بر استخفاف و باطل وى صبر كند و آدمى را حريص آفريدهاند كه بدان كه دارد هرگز قناعت نكند و جز به قناعت از حرص و طمع نرهد.
و رسول ٦ گفت:
اگر آدمى را دو وادى پر زر بود وادى خواهد و جز خاك اندرون آدمى پر نگرداند[١].
و فرمود: خنك آن كس كه راه اسلام به وى نمودند و قدر كفايت به وى دادند و بدان قناعت كرد[٢].
عوف بن مالك گفت:
نزديك رسول ٦ بوديم هفت يا هشت كس گفت: بيعت كنيد با رسول خداى، گفتيم: بر چه بيعت كنيم؟ گفت: بيعت كنيد كه خداى را بپرستيد و پنج نماز بپاى داريد و هر چه فرمايد به سمع و طاعت پيش رويد و يك سخن آهسته گفت: و از هيچ كس سؤال مكنيد و اين قوم پس از آن چنان بودند كه اگر تازيانه از دست ايشان بيفتادى فراكس نگفتندى كه به من ده[٣].
[١] - روضة الواعظين: ٢/ ٤٢٩؛ محجة البيضاء: ٦/ ٥٠، كتاب ذم المال.
[٢] - مجموعة ورام: ١/ ١٦٣، بيان ذم الحرص والطمع؛ محجة البيضاء: ٦/ ٥١، كتاب ذم المال.
[٣] - مجموعة ورام: ١/ ١٦٤، بيان الحرص والطمع؛ محجة البيضاء: ٦/ ٥٢، كتاب ذم المال.