عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٧٥ - علاج اسباب غضب
الحدة ضرب من الجنون لان صاحبها يندم فان لم يندم فجنونه مستحكم[١].
غضب و خشم نوعى از ديوانگى است؛ زيرا غضبناك پشيمان مىشود و اگر پشيمان نشد، پس جنون او ريشهاى است.
و گاه بود كه به اختناق، حرارت دل ادا كند و از آن امراض عظيم كه مؤدى باشد به تلف تولد كند و علاج اين اسباب علاج غضب بود چه ارتفاع سبب موجب ارتفاع مسبب بود و قطع مواد مقتضى ازاله مرض و اگر بعد از علاج سبب به نادر چيزى از اين مرض حادث شود به تدبير عقل دفع آن سهل بود.
علاج اسباب غضب
و معالجه اسباب غضب اين است:
اما عجب، و آن ظنى كاذب بود در نفس، چون خويشتن را استحقاق منزلتى شمرد كه مستحق آن نبود و چون بر عيوب و نقصانات خويش وقوف يابد و داند كه فضيلت ميان خلق مشترك است، از عجب ايمن شود، چه كسى كه كمال خود به ديگران يابد معجب نبود.
و اما افتخار، و آن مباهات بود به چيزهاى خارجى كه در معرض آفات و اصناف زوال باشد و به بقا و ثبات آن وثوقى نتواند بود چه اگر فخر به مال كنند از غضب و نهب آن ايمن نباشند و اگر به نسب كنند صادقترين اين نوع آن گاه بود كه شخصى از پدران او به فضل موسوم بوده باشد، پس چون تقدير كنند كه آن پدر فاضل او حاضر آيد و گويد كه اين شرف كه تو دعوى مىكنى بر سبيل استبداد مرا است نه تو را و تو را به نفس خويش چه فضيلت است كه بدان مفاخرت توانى كرد از جواب او عاجز آيد.
[١] - غرر الحكم: ٣٠١، ذم الغضب، حديث ٦٨٦١؛ نهج البلاغة: حكمت ٢٥٥.