عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٠ - قضاوت امام على
قضاوت امام على ٧
در كتاب «الكافى» و «التهذيب» آمده است:
مردى بر اميرالمؤمنين ٧ وارد شد و چند روزى در ميهمانى آن حضرت بزيست، پس آن گاه براى محاكمهاى كه آن را با اميرالمؤمنين ٧ در ميان بنهاده بود در معيت طرف دعوى به محضر قضا درآمد.
حضرت امير ٧ چون او را در آن محضر يافت فرمود: آيا براى محاكمه اينجا آمدهاى؟
مرد گفت: آرى، حضرت امير ٧ فرمود: هم اكنون از ميهمانى من رخت بردار؛ زيرا رسول خدا ٦ از پذيرايى يكى از متخاصمان بدون آن ديگر نهى فرموده است[١]:
شايد محتاج به توضيح نباشد كه راندن مهمان براى شخص كريم تا چه اندازه دشوار و ناگوار است، آن هم براى كريمى مانند اميرالمؤمنين ٧ كه فرمود:
يك صاع طعام پيش برادران نهم دوستر دارم از آن كه بندهاى آزاد كنم[٢].
ولى حرمت عدالت در قضا از نظر اسلام به درجهاى از اهميت است كه اميرالمؤمنين ٧ با چنين كرم و ميهمان دوستى، ميهمان خود را چون يكى از دو طرف دعواست از خانه خويش مىراند؛ زيرا رعايت تساوى كامل ميان متداعيان از جمله اصولى است كه اميرالمؤمنين ٧ در تثبيت و تأكيد آن كوشش فراوان كرده و بارزترين نمونه آن كوشش، داستانى است كه ابن ابى الحديد در «شرح نهج البلاغة» اين گونه آورده است:
[١] -الكافى: ٧/ ٤١٣، باب أدب الحكم، حديث ٤؛ تهذيب الأحكام: ٦/ ٢٢٦، باب ٨٨، حديث ٤.
[٢] -كيمياى سعادت: ٢٣٠، ركن دوم، اصل اول.