عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٥٦ - ٩ - قول سديد
اگر مسئله ابلاغ ايمان به وسيله زبانهاى پاك مردان راه حق نبود، از فرهنگ سعادتبخش الهى در صحنه حيات اجتماعى و خانوادگى خبرى نبود.
اين زبان ياران حق بود كه ضامن تداوم دين خدا در بستر تاريخ گشت، گرچه در كنار اين گونه زبان سرهاى پرشور اولياى خدا به دار رفت كه اين دار براى آنان مقام الهى و اين مرگ براى اولياى الهى جز شهادت در راه دوست چيزى نبود.
چه زبانى از زبان انبيا و ائمه و اوليا و مردانى چون حجر بن عدى و رشيد هجرى و ابوذر غفارى و ميثم تمار و... بالاتر و برتر كه اين زبانها، چراغ پر فروغ الهى فرا راه حيات همه انسانها تا روز قيامت و صبح محشر است.
اينان روز و شب، وقت و بىوقت، آن به آن، لحظه به لحظه، سخنى جز حق و ذكرى به جز ذكر يار و يادى جز ياد دوست و حرفى جز حرف هدايت و كلامى جز كلام عشق نداشتند.
به قول عارف نامدار، فيض بزرگوار:
|
شبها حديث زلف تو تكرار مىكنم |
تسبيح روز وصل تو بسيار مىكنم |
|
|
چون دم زند صباح ز انوار طلعتت |
جان را زعكس روى تو گلزار مىكنم |
|
|
از پاى تا به سر همه تن ديده مىشوم |
جان را بديده قابل ديدار مىكنم |
|
|
از غمزه نگاه تو بيهوش مىشوم |
دل را زچشم مست تو هشيار مىكنم |
|
|
عكس تو چون در آيينه دل درآيدم |
بىخود حديث واحد قهار مىكنم |
|
|
هر كار خوب را كه زكردار عاجزم |
تحسين هر كه كرد به گفتار مىكنم |
|
٩- قول سديد
محل و مورد قول سديد در دوجاست:
١- رعايت تقوا