عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٠٥ - ١١ - تزكيه نفس و خودستايى
عيادتش كنى، از اموات منسوب به او تشييع نمايى، پس از مرگش در كنار جنازهاش حاضر شوى، اگر احساس كنى به چيزى نيازمند است در تأمين آن مبادرت و پيشدستى كنى و نبايد در تأمين حوايج او تعويقى روا دارى تا وى را ناگزير سازى كه درخواستش را با تو درميان گذارد و دچار شرم سؤال گردد.
اگر بدين شيوه با وى رفتار كنى رشته ولايت و دوستى خود را با او پيوند داده و دوستى او را با رشته دوستى خود مربوط ساختهاى[١].
١١- تزكيه نفس و خودستايى
ديگر از آفات مراء و مجادله، تزكيه نفس و خودستايى است كه هيچ مجادلهكنندهاى از صدمه آن در امان نيست.
اين خودستايى ممكن است با صراحت لهجه و با ايما و اشاره و يا به صورت تعريض و كنايه اظهار شود.
ادلهكننده مىخواهد كلامش را درست و صحيح جلوه دهد و گفتار طرف مقابل را موهون و نادرست وانمود سازد و غالبا حالت درونى و خودستايى خود را آشكارا به زبان آورده و مىگويد: من از آن افرادى نيستم كه امثال اينگونه مطالب برايم ناآشنا و مبهم باشد، در حالى كه خداى متعال فرمود:
[فلا تزكوا أنفسكم][٢].
پس خودستايى نكنيد.
[١] - الكافى: ٢/ ١٦٩، باب حق المؤمن على أخيه...، حديث ٢؛ وسائل الشيعة: ١٢/ ٢٠٥، باب ١٢٢، حديث ١٦٠٩٧.
[٢] - نجم( ٥٣): ٣٢.