عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٥٠ - ريشهكنى ريا
رسيدى رحمت نكردى بلكه شادى كردى و من فرشته رحمتم مرا فرمودهاند تا عمل بىرحم منع كنم.
پس عمل ديگرى رفع كنند كه نور وى چون نور آفتاب بود و بانگ آن در آسمانها افتاده باشد و هيچ كس منع نتواند كرد چون به آسمان هفتم رسد آن فرشته گويد: اين عمل بر روى وى باز زنيد كه وى بدين عمل خداى را نخواست بلكه مقصود وى حشمت بود نزديك علما و نام و بانگ بود اندر شهرها و هر چه چنين بود ريا باشد و خداى تعالى عمل مرائى نپذيرد.
پس عمل ديگرى رفع كنند و از آسمان هفتم بر گذرانند و اندر وى همه خلق نيكو بود و ذكر و تسبيح وهمه فرشتگان آسمان گواهى دهند كه اين عمل پاك است و به اخلاص است حق تعالى گويد: شما نگهبان عمليد و من نگاهبان دل، وى اين عمل را نه براى من كرده است و اندر دل نيت ديگرى داشت، لعنت من كه خدايم بر وى باد، فرشتگان همه لعنت گويند و گويند: لعنت تو و لعنت ما بر وى باد.
آسمانها گويند: لعنت ما بر وى باد و هفت آسمان و هر چه اندر هفت آسمان است بر وى لعنت كنند و امثال اين اندر ريا بسيار است[١].
انسان با دقت در روايات و معارف الهى به اين نكته متوجه مىشود كه ريا عمل بسيار پليد و آتش سوزنده و سختى است كه هم چون آتش جهنم تمام زحمات انسان را مىسوزاند و از آدمى چيزى باقى نمىگذارد.
ريشهكنى ريا
نقل مىكنند كه:
[١] - محجة البيضاء: ٦/ ١٤٢، كتاب ذم الجاه والرياء؛ بحار الأنوار: ٦٧/ ٢٤٦، باب ٥٤، حديث ٢٠.