عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٢ - رشوه و حرمت آن
وى تمجيد فرموده و در حكمت علمى و عملى دستى توانا داشت در مدح حضرت مولى الموالى حيدر كرار، غالب كل غالب على بن ابيطالب ٧ مىگويد:
|
بعد حمد محمد آن كه ولى است |
ثالث خالق و رسول على است |
|
|
عقل و برهان و نفس هر سه گواست |
كاين دو را غير او سيم نه رواست |
|
|
معبد از مقصدش نبد خالى |
بود اياك نعبدش حالى |
|
|
ساختى با خدا چو بزم حضور |
جامه تن زخود فكندى دور |
|
|
بود غفلت زسلخ پيكانش |
كه به تن بود آن نه بر جانش |
|
|
خنده آسا به روز بدر و حنين |
ضربتش رشك طاعت ثقلين |
|
|
دعوتش را كريم اجابت كرد |
رد خورشيد يك دو نوبت كرد |
|
رشوه و حرمت آن
قاضى بايد از ارباب دعوى و دفاع هديه نپذيرد؛ زيرا چنين هديه در حقيقت جز رشوه نيست و رشوه از نظر اسلام چنان نكوهيده است كه پيغمبر ٦ درباره گيرنده و دهنده و واسطه آن نفرين كرده و فرمود:
لعن الله الراشى والمرتشى ومن بينهما يمشى[١].
خدا لعنت كند رشوه دهنده و رشوه گيرنده و كسى كه بين اين دو واسطه مىباشد.
و امام صادق ٧ رشوهخوارى را كفر به خدا خواند و فرمود:
واما الرشا فى الحكم فهو الكفر بالله[٢].
رشوه خوارى در حكم و داورى كفر به خداوند مىباشد.
[١] -مستدرك الوسائل: ١٧/ ٣٥٥، باب ٨، حديث ٢١٥٦٥.
[٢] -وسائل الشيعة: ٢٧/ ٢٢٣، باب ٨، حديث ٣٣٦٤٧؛ فقه الرضا: ٢٥٣، باب ٣٦.