عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣١٧ - روايات تواضع
آن حضرت در وصف انبيا مىفرمايد:
آنان از پرتو عنايت حق از كبر و منيت متنفر بوده و سخت گريزان بودند كه حضرت حق فروتنى را بر آنان رضايت داده بود، به خاطر اين حالت عالى روانى بود كه چهره در پيشگاه حضرتش به خاك مىساييدند و صورت ذلت بر خاك درگاهش به خاك مىنهادند و در برابر مردم مؤمن كمال فروتنى و تواضع داشتند[١].
در حديث آمده:
دو برادر مؤمن يك پدر و يك پسر به عنوان مهمان وارد بر اميرالمؤمنين ٧ شدند، با آنان غذا خورد و اين برنامه در عصر رياست حضرت بود. چون از غذا فارغ شدند، قنبر طشت و ابريق و حولهاى آورد، تا مهمانان دست خود را بشويند، حضرت از جا برخاست و ظرف آب را از قنبر گرفت و به طرف پدر آمد و فرمود:
دستت را بشوى، آن مرد سر به زير انداخت و عرضه داشت: يا على! تو با اين عظمت و من با اين مسكنت، چگونه دستم را بگيرم و تو آب بريزى[٢]؟
حضرت فرمود: بنشين و دستت را بشوى كه خداوند ناظر اين معناست كه برادرى به خدمت برادرش برخاسته و به اين خاطر در بهشت ده برابر مزد برايش معين فرموده كه كارگران بهشت به خدمتش برخيزند.
سپس فرمود: تو را به عظمت حقى كه دارم قسم مىدهم به آن حقى كه مىشناسى و بزرگ مىدانى كه آن چنان دست بشوى كه انگار قنبر بر دستت آب مىريزد، بالاخره آن مرد با كمك حضرت مولا دست خود را شست، سپس ابريق و طشت را به محمد حنفيه داد و فرمود: اگر پسر به تنهايى مهمانم بود دستش را
[١] - نهج البلاغة: خطبه ١٩٢.
[٢] - بحار الأنوار: ٧٢/ ١١٩، باب ٥١، حديث ٥؛ مستدرك الوسائل: ١١/ ٢٩٦، باب ٢٨، حديث ١٣٠٧٩.