عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣١٨ - روايات تواضع
مىشستم اما خداوند دوست ندارد بين پسر و پدر فرقى نگذارم، پدرت دست آن پدر را آب ريخت، تو دست پسر را آب بريز.
امام عسكرى ٧ كه اين داستان را نقل مىكند مىفرمايد:
هر كسى در تواضع و فروتنى از على پيروى كند به حق كه شيعه واقعى است[١].
عن ابن الجهم قال: سألت الرضا ٧ فقلت له: ما حد التواضع؟
قال: ان تعطى الناس من نفسك ما تحب ان يعطوك مثله[٢].
ابن جهم مىگويد: از حضرت رضا ٧ پرسيدم: حد تواضع چيست؟ فرمود:
آن را در حق مردم داشته باشى كه دوست دارى مردم در حقت داشته باشند.
و نيز ابن جهم مىگويد:
از حضرت پرسيدم: حد تواضع چه اندازه است كه وقتى انسان انجام مىدهد در زمره متواضعان باشد؟
حضرت فرمود: براى تواضع درجاتى است:
١- انسان قدر خود را در همه جهات بشناسد و به قلب سليم و دل پاك، خود را در جايى كه اندازه اوست قرار دهد.
٢- آن را براى همه دوست داشته باشد كه دوست دارد از همه به او برسد.
٣- اگر از مردم بدى ديد به خوبى دفع كند، غيظ خود را فرو خورد، از مردم گذشت نمايد كه خدا عاشق نيكوكاران است[٣].
[١] - تفسير الامام العسكرى ٧: ٣٢٥، حديث ١٧٣؛ بحار الأنوار: ٧٢/ ١١٧، باب ٥١، حديث ١.
[٢] - روضة الواعظين: ٢/ ٣٨٢؛ مشكاة الأنوار: ٢٢٦، الفصل الثانى، فى التواضع.
[٣] - الكافى: ٢/ ١٢٤، باب التواضع، حديث ١٣؛ بحار الأنوار: ٧٢/ ١٣٥، باب ٥١، حديث ٣٦.