عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٠٢ - عبوديت نفس
داشته باشد نمىتواند او را از آن حالت منصرف كند.
به همين قياس مىتوان حالت تسليم به خدا را مجسم كرد، هنگامى كه اين عشق حقيقى پيدا مىشود، ديگر براى انسان عاشق احساسى درباره موجوديت خود نمىماند، او به قول عارف رومى مانند كوهى است كه هزاران صدا در او مىپيچد و او آنها را منعكس مىسازد ولى كوچكترين آگاهى به اين عملها و عكس العملها ندارد.
حكيم صفاى اصفهانى در اين زمينه چه خوش مىگويد:
|
سلطان سرير عشق ماييم |
هم پادشهيم و هم گداييم |
|
|
بر خسروگاه افسر سر |
بر سالك راه خاك پاييم |
|
|
بر دست سكندر ولايت |
آيينه قطب حق نماييم |
|
|
ما مالك ملك و گنج فقريم |
ما صاحب افسر فناييم |
|
|
درياى وجود را لآلى |
در بحر عدم نهنگ لاييم |
|
|
در فلك نجات ناخدا كيست |
ما بر سر ناخدا خداييم |
|
|
مابنده مصطفاى مطلق |
سلطان سرير اصطفاييم |
|
در سطور گذشته به اين نكات بسيار عظيم قرآنى و عينى واقف شديد كه وجود مقدس او خالق، رب، رزاق، حافظ، قادر، بصير، خبير و سميع است و ذات مقدسش نسبت به همه امور هستى از ظاهر و باطن و غيب و شهادت احاطه دارد و هيچ چيزى از دايره حكومت و عنايت او بيرون نيست و وقوف و معرفت به اين حقايق از طريق قرآن و انبيا و اوليا و ائمه : بدون ترديد پديدآورنده تواضع به معناى تسليم در برابر او و اطاعت از قوانين و امر و نهى آن جناب است و در حقيقت ريشه تواضع حالى و عملى، يا قلبى و عينى در معرفت نسبت به آن وجود مقدس و ذات بىنهايت در بىنهايت است در اين جا لازم است به آياتى از قرآن مجيد در آن زمينهها توجه كنيد.