عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٨٩ - ريشه طمع
و قناعت و كوتاهى آرزو و لزوم عبادت و طاعت و نا اميدى از خلق مىنمايد، اگر عبد به اين حقايق آراسته شود، ايمان تا ابد ملازم او خواهد بود و اگر به اين واقعيتها روى نياورد دچار شومى طمع گشته و ايمان از دلش رخت برمىبندد.
حكما فرمودهاند: طمع، حالتى است كه هر كجا وطن كند، سلسله و زنجير شرك و نفاق را به حركت آورد و اگر قوت يابد آدمى را به كفر مىكشد.
ملا عبدالرزاق لاهيجى مترجم كتاب شريف «مصباح الشريعة» مىگويد:
بايد دانست كه:
اول: طمع كه از باطن مردم سر بر زند نتيجه حرص باشد و آن را در كليات و جزئيات از عام و خاص مردم معلوم مىتوان كرد، بلكه محسوس مىتوان ديد.
|
نه از حرص كودك برآرد نفير |
پس آن گه طمع دارد از دايه شير |
|
|
جوانان و پيران كه ره مىروند |
هم از حرص بهر طمع مىروند |
|
و چون اين معنى نخست از نفس حيوانى است اثر او را در جميع حيوانات مشاهده مىتوان كرد.
دوم: طمع از ريا در وجود آيد و اين نوع خاصتر است؛ زيرا كه منبع او نفس انسانى است و ساير حيوانات را در اين معنى مدخلى نيست و اين طمع از اين حاصل آيد كه شخصى مالى نفقه كند يا طاعتى بجاى آرد يا به كار خيرى اقدام نمايد و مقصودش اين نباشد كه ثواب آخرت حاصل كند يا در طلب رضاى حق جل وعلا كوشد، بلكه نفس او را طمع قبول خلق و زيادتى شهرت و ذكر خير و نشر محامد و امثال اين باشد، چنان كه اكثر خلق از خاص و عام و وضيع و شريف مبتلا به اين معنى شدهاند الى ماشاء الله و سرچشمه نفاق را نيز از اينجا مشاهده ميكن و طلب منصب و جاه و رغبت رياست و فوقيت و امارت و حكومت كه به نزد اهل معرفت هر يكى از اينها زنارى است على حده همه را نتيجه طمع ميدان و اگر به