الجواهر السنية في الأحاديث القدسية - الشيخ حرّ العاملي - الصفحة ١٧٨ - الباب الثامن فيما ورد في شأن داود عليه السلام
نظرت في قلبه فوجدته إن سلم من الصلاة و برزت له امرأة جميلة عرضت عليه نفسها أجابها و إن عامله مؤمن خاتله.
احمد بن فهد در كتاب عدة الداعى گفته: خداوند به داود وحى فرمود: هر كس از مردم قطع كند و به سوى من بيايد، امور او را كفايت مىكنم و هر كس از من بخواهد به وى عطا مىكنم و هر كس به من دعا كند دعاى او را قبول مىكنم، ولى اجابت آن را معلق مىگذارم تا قضاى من در بارهاش تمام شود. وقتى كه قضاى من تمام شد، از آن چه كه سؤال كرده به وى مىدهم.
اى داود، به مظلوم از قول من بگو: تظلم تو را در باره كسى كه به تو ستم كرده قبول مىكنم. ولى اجراى آن را بواسطه عوامل زيادى كه تو نمىدانى به تاخير مىاندازم و من حاكمترين حكمكنندگان هستم. وقتى كه تو هم به كسى ستم مىكنى، او هم عليه تو بر من تظلم مىكند. اين تظلم را با آن تظلم قبلى تو مقايسه مىكنم اگر براى تو در نزد من درجهاى از بهشت باشد به آن نمىرسى مگر بواسطه ستمى كه ديگرى بر تو مىكند. زيرا من بندگان خود را در مال و نفسشان امتحان نمىكنم. اى بسا، من بندهاى را بيمار مىكنم در نتيجه نماز و عبادت او كم مىشود. ولى صداى آنكه مرا در حال غم و اندوه صدا مىكند، براى من دوستداشتنىتر از نمازگزاران مىباشد. اى بسا، بندگانى هستند كه مرا عبادت مىكنند و من آن نماز را به روى آنها مىزنم و در ميان خودم و صداى او حجابى قرار مىدهم تا صداى او را نشنوم. اى داود، مىدانى اين شخص چه كسى است؟ اين شخص كسى است كه به حرم مؤمنان با نظر فسق نگاه مىكند. او كسى است كه اگر متصدى امرى باشد، با ستم كردن مردم را مىزند.
اى داود، براى گناهت به من، مانند مادر فرزند مرده ناله و گريه كن. اگر كسانى را مىبينى كه با زبانشان مردم را مىخورند (يعنى فريب مىدهند)، من در روز قيامت زبان آنها را مانند سفرهاى بسيار پهن باز مىكنم و اطراف زبان آنان