الجواهر السنية في الأحاديث القدسية - الشيخ حرّ العاملي - الصفحة ٦٧٦ - باب أبي عبد الله جعفر بن محمد الصادق عليهما السلام
التفتّ، فيقول: يا ربّ، ما كان ظنّي بك هذا، فيقول اللَّه تعالى: و ما كان ظنّك؟
فيقول: يا ربّ، إنّ ظنّي بك أن تغفر لي و تسكنني برحمتك جنّتك. قال: فيقول اللَّه:
يا ملائكتي، و عزّتي و جلالي و آلائي و بلائي و ارتفاع مكاني ما ظنّ بي هذا ساعة من خير قطّ، و لو ظنّ بي ساعة من خير ما روّعته بالنار، أجيزوا له كذبه و أدخلوه الجنّة.
باز هم شيخ صدوق در كتاب ثواب الاعمال با همان سند قبلى از ابن ابو عمير از عبد الرحمن بن حجاج از ابو عبد اللَّه عليه السلام نقل كرده كه حضرت فرمود: وقتى روز قيامت مىشود، خداوند امر مىكند بندهاى را به آتش جهنم بياندازند. آن بنده متوجه خداوند مىگردد. خداوند مىفرمايد: او را به آتش نياندازيد و به پيشگاه من بياوريد.
وقتى كه او را به پيشگاه خدا مىبرند، خداوند مىفرمايد: اى بنده من، چرا در آن هنگام متوجه من شدى؟ آن بنده عرض مىكند: خداوندا، نظر تو در باره اين عمل من چيست؟ خداوند مىفرمايد: تو چه گمان مىكنى؟ آن بنده مىگويد:
من گمانم اين است كه مرا ببخشى و با رحمت خودت مرا به بهشت بفرستى. پس خداوند مىفرمايد: اى ملائكه من، سوگند به عزت و جلالم و بلندى مكان و بلايا و نعماتم، كه گمان اين بنده در اين لحظه نيك و خالصانه است و دروغ نمىگويد. ولى در آن هنگام كه من او را با آتش جهنم ترساندم اگر اين سخن را مىگفت او را كاذب مىدانستم. پس او را داخل بهشت كنيد.
و في كتاب عقاب الأعمال عن أبيه عن سعد عن محمّد بن الحسين بن أبي الخطّاب عن صفوان بن يحيى عن إسحاق بن عمّار[١] عن أبي عبد اللَّه عليه السلام قال:
عبد اللَّه حبر من أحبار بني إسرائيل حتّى صار مثل الخلال، فأوحى اللَّه إلى نبيّ
[١]- في عقاب الأعمال« إسحاق بن غالب» و هو الصحيح، و سيأتي نفس الحديث تحت رقم ٦٣٧.