الجواهر السنية في الأحاديث القدسية - الشيخ حرّ العاملي - الصفحة ٣٩٩ - الباب الحادي عشر فيما ورد بشأن سيدنا و نبينا محمد بن عبد الله صلى الله عليه و آله
ياد آورد. و چشم و قلب او را باز مىكنم و گوشش را شنوا مىنمايم كه حتى از قلبش ذكر جلال و عظمت مرا بشنود. دنيا را به وى تنگ مىگيرم و همه لذات دنيا را در نظرش مكروه مىسازم. لذا او را از دنيا برحذر مىكنم همان طورى كه چوپان گوسفندان خود را از جاهاى بد و خطرناك دور نگه مىدارد. وقتى كه چنين كردم، بندهام از مردم فرار مىكند از دار فنا به دار بقا و از خانه شيطان به خانه رحمان منتقل مىشود.
اى احمد، من آن بندهام را با هيبت و عظمت زينت مىدهم، اين است زندگى گوارا و حيات جاودانه. اين مقام بندگان راضى من هست. پس هر كس براى رضاى من عمل كند، من سه خصلت در وجودش مىگذارم. به او شكر كردن را ياد مىدهم كه هرگز آن را فراموش نمىكند و ذكر خود را بر وى مسلط مىكنم كه هرگز غفلت نمىكند و محبت خود را چنان در قلبش جا مىدهم كه محبت هيچ كدام از مخلوقات بر آن غلبه نكند. وقتى كه او مرا دوست مىدارد من هم او را دوست مىدارم و او را در نظر ديگران هم محبوب مىكنم و چشم و قلب او را به نور جلالم باز مىكنم. خواص خلقت خود را از او مخفى نگه نمىدارم و در تاريكى شب و روشنى روز، او را مشغول مناجات با خود مىكنم تا صحبت خود را با مخلوقين قطع كند و همچنين مجالست خود را هم با آنها قطع كند. من كلام خود و ملائكههايم را بگوش او مىرسانم. و اسرارى را كه از مخلوقاتم پنهان داشتهام به وى مىگويم و بر وى لباس حيا مىپوشانم تا همه بندگانم از او شرم و حيا كنند. در روى زمين راه مىرود در حالى كه بخشوده شده است.
و قلب او را بينا و با احساس مىكنم. هيچ چيز از بهشت و جهنم را بر وى پنهان نمىكنم (يعنى او را طورى مىكنم مثل اين كه هر دو را مىبيند) آنچه را كه در روز قيامت به مردم مىگذرد، از شدت ترس و عذاب همه را بر او مىشناسانم (يعنى قلب او را طورى مىكنم مثل اينكه روز قيامت را مىبيند و وضع مردم را مشاهده مىكند) و محاسبه اغنياء و فقراء و علما و جاهلان را