الجواهر السنية في الأحاديث القدسية - الشيخ حرّ العاملي - الصفحة ٤٤ - الباب الثالث فيما ورد في شأن إبراهيم عليه السلام
من بندگانم را سه نوع آفريدهام: بندهاى كه به من عبادت كند و برايم شريكى قايل نشود. بندهاى كه غير مرا بپرستد و اين كارش برايم مهم نيست و به من ضررى نمىرساند. و بندهاى كه غير مرا مىپرستد ولى از صلب او كسى را خارج مىكنم كه مرا بپرستد. شيخ صدوق اين حديث را در كتاب علل از محمد بن حسن بن وليد از صفار از يعقوب بن يزيد از ابن ابو عمير، به همان مضمون نقل كرده است.
و عن عليّ عن أبيه و عن عدّة من أصحابنا عن سهل بن زياد جميعا عن الحسن بن محبوب عن إبراهيم بن أبي زياد الكرخيّ عن أبي عبد اللَّه عليه السلام في حديث يذكر فيه قصّة إبراهيم: إنّه لمّا خرج سائرا بجميع ما معه خرج الملك القبطيّ يمشي خلف إبراهيم إعظاما له و هيبة، فأوحى اللَّه تعالى إلى إبراهيم أن قف، و لا تمش قدّام الجبّار المتسلّط و يمشي هو خلفك، و لكن اجعله أمامك و امش خلفه و عظّمه و ارهبه فإنّه مسلّط، و لا بدّ من إمرة في الأرض برّة أو فاجرة.
و از على از پدرش از عدهاى از اصحاب ما از سهل بن زياد و همه اينها از حسن بن محبوب از ابراهيم بن ابى زياد كرخى از ابو عبد اللَّه عليه السلام نقل كرده كه حضرت در حديثى كه قصه حضرت ابراهيم عليه السلام را بيان مىكرد، فرمود: روزى ابراهيم با عدهاى كه با وى بودند قدم مىزد، پادشاه قبطى هم با آنها بود كه به احترام حضرت ابراهيم پشت سر آن حضرت راه مىرفت. خداوند به ابراهيم وحى فرمود: اى ابراهيم، بايست. چنان راه مرو كه پادشاه قدرتمند مسلط در پشت سر تو راه برود. بلكه او را جلو بيانداز، تو پشت سر او راه برو و به او احترام بگذار. چون قدرت اداره امور مردم در دست اوست و لازم است در روى زمين چنين فرمانروايانى باشند، خواه خوب باشند و خواه بد.
و عن عدّة من أصحابنا عن أحمد بن محمّد عن عليّ بن الحكم عن أبان