الجواهر السنية في الأحاديث القدسية - الشيخ حرّ العاملي - الصفحة ٤٠٨ - الباب الثاني عشر ما جاء من الأحاديث القدسية في شأن أمير المؤمنين و الأئمة من ولده عليهم السلام و في النص عليهم، و في معنى الإمامة
شرور (منظور هارون الرشيد است) اين سخن من در باره او تحقق خواهد يافت و من او را قبل از مرگش بوسيله فرزندش محمد و جانشين او بعد از خودش و وارث علم او، شاد و مسرور خواهم نمود. پس محمد معدن علم من و مكان سر من و حجت من بر خلقم مىباشد. هر بندهاى به امامت او ايمان آورد، شفاعت او را در باره هفتاد نفر از اهل بيتش قبول مىكنم كه همه آنها مستوجب آتش باشند. و اين سعادت را با فرزندش (امام على النقى) كه ولى و ناصر و شاهد من در ميان خلق مىباشد كاملتر مىكنم و از او هم كسى را بيرون مىآورم كه دعوتكننده بر راه من است و معدن علم من هم مىباشد و آن نامش حسن (عسگرى) است.
و اين امامت را با دادن (م ح م د) به حسن تكميل مىنمايم او يعنى (محمد) رحمت براى همه جهانيان است. در او كمال موسى و روشنى عيسى و صبر ايوب هست. در زمان (مهدى) اولياء من خوار مىشوند و سر آنها را مانند سر تركها و تاتارها مىبرند و آنها كشته مىشوند و آنها را مىسوزانند و هميشه آنها از دشمنانشان مرعوب و ترسناك مىشوند. زمين با خون آنان رنگين مىشود و در ميان خانواده آنان ماتم و شيون مىاندازند. آنها اولياى واقعى من هستند و من بوسيله وجود آنان همه تاريكىهاى گمراهى را از ميان مردم بر مىدارم و بوسيله آنان، لغزشكنندگان در دين را به ديگران مىشناسانم و با وجود آنها سختيها و قحطيها را از ميان امت اسلام برمىدارم. آنها كسانى هستند كه از سوى خداوند بر آنان درود و رحمت نازل مىشود و آنها نجات يافتگان و هدايتشدگان هستند.
عبد الرحمن بن سالم گفته: ابو بصير به من گفت: اى سالم، اگر تو در تمام عمرت فقط اين حديث را در باره پيامبر و عترتش شنيده باشى، برايت كافى است كه به حقانيت آنان معتقد شوى. اين حديث را از غير اهلش مخفى نگهدار.
شيخ صدوق اين حديث را در عيون الاخبار از پدرش و محمد بن حسن بن