الجواهر السنية في الأحاديث القدسية - الشيخ حرّ العاملي - الصفحة ٣٠٦ - الباب الحادي عشر فيما ورد بشأن سيدنا و نبينا محمد بن عبد الله صلى الله عليه و آله
السرير فقال: يا ربّ أجّلني حتّى يشبّ طفلي و أقضي أمري، فأوحى اللَّه إلى ذلك النبيّ أن ائت فلان الملك فأعلمه أنّي قد أنسيت في أجله و زدت في عمره خمسة عشرة سنة، فقال ذلك النبيّ: يا ربّ، تعلم أنّي لم أكذب قطّ، فأوحى اللَّه إليه: إنّما أنت مأمور، فأبلغه ذلك و اللَّه لا يسأل عمّا يفعل.
و از ابو محمد جعفر بن على بن احمد بن فقيه از ابو محمد حسن بن محمد ابن على بن صدقه قمى از ابو عمرو محمد بن [عمر بن] عبد العزيز انصارى كجى از كسى كه از حسن بن محمد نوفلى شنيده كه نوفلى ضمن ذكر حديث احتجاج حضرت رضا عليه السلام به سليمان مروزى عالم متكلم خراسان، در اثبات [بدا] گفته كه: حضرت رضا از پدرش از پدرانش عليهم السلام از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله نقل كرده كه حضرت فرمود:
خداوند به يكى از پيامبرانش وحى كرد كه: به فلان پادشاه از قول من بگو كه جان او را بزودى خواهم گرفت. آن پيامبر امر خداوند را به همان پادشاه گفت. آن پادشاه از روى تختش به خداوند چنان دعا كرد كه از تخت افتاد، بعد هم گفت: خداوندا، به من آن قدر مهلت بده كه كودكم بزرگ بشود و كارهايم را انجام بدهم. بعد خداوند به همان پيامبر وحى كرد كه: برو به آن پادشاه بگو كه من از مرگ او صرف نظر كردم و مدت ١٥ سال به عمرش اضافه نمودم. آن پيامبر عرض كرد: خداوندا، تو مىدانى كه من دروغ نگفتهام. خداوند به وى فرمود: تو برو به او بگو. چون كسى نيست كه از كارهاى من سؤال كند. من هر كارى را مىخواهم مىكنم.
و عن أبي الحسين طاهر بن محمّد بن يونس بن حيوة الفقيه ببلخ[١] قال: حدّثنا محمّد بن عثمان الهرويّ قال: حدّثنا أبو محمّد الحسن بن الحسين بن
[١]- بلخ: مدينة مشهورة بخراسان.( معجم البلدان).