الجواهر السنية في الأحاديث القدسية - الشيخ حرّ العاملي - الصفحة ٦٧٨ - باب أبي عبد الله جعفر بن محمد الصادق عليهما السلام
إليه ففعل، فأجابه الناس و أصاب دينا، ثمّ أراد التوبة و ربط نفسه في سلسلة و قال: لا أحلّها حتّى يتوب اللَّه عليّ. قال: فأوحى اللَّه إلى نبيّ زمانه: قل لفلان:
و عزّتي و جلالي لو دعوتني حتّى تنقطع أوصالك ما استجبت لك حتّى تردّ من مات على دعوته إليه فيرجع عنه.
- و رواه أحمد بن محمّد البرقيّ في المحاسن عن أبيه عن ابن أبي عمر عن هشام بن الحكم و محمّد بن حمران عن أبي بصير مثله.
باز هم ابن بابويه از پدرش از سعد از يعقوب بن يزيد از ابن ابو عمير از هشام بن حكم از ابو عبد اللَّه عليه السلام نقل كرده كه حضرت در حديثى كه خلاصه آن چنين است فرموده: در زمانهاى گذشته مردى بوده كه دنيا را از راه حلال و حرام طلب مىكرد ولى موفق نمىشد. لذا ابليس به وى دستور مىدهد كه: دينى براى خود ابداع كند و مردم را به آن دين دعوت نمايد. او هم اين كار را كرد و مردم هم از وى استقبال كردند و به خواستههاى دنيوى خود رسيد. بعد تصميم گرفت توبه كند، خود را با يك زنجير بست و گفت: اين زنجير را باز نمىكنم تا اين كه خداوند توبه مرا قبول كند.
خداوند به پيامبر زمان او وحى كرد: كه برو به فلان شخص بگو: قسم به عزت و جلالم، اگر مرا آنقدر صدا كنى كه بندهاى بدنت از هم جدا شود، توبه تو را قبول نمىكنم مگر اينكه همه آنهايى كه دعوت او را قبول كردهاند بميرند و بعد هم از آن دعوت برگردد.
احمد بن محمد برقى اين حديث را در كتاب محاسن خود از پدرش از ابن ابو عمير از هشام بن حكم و محمد بن حمران از ابو بصير، به همان مضمون نقل كرده است.
و عن أبيه عن سعد عن أحمد بن محمّد عن عليّ بن عيسى عن عليّ