الجواهر السنية في الأحاديث القدسية - الشيخ حرّ العاملي - الصفحة ٤١٣ - الباب الثاني عشر ما جاء من الأحاديث القدسية في شأن أمير المؤمنين و الأئمة من ولده عليهم السلام و في النص عليهم، و في معنى الإمامة
در روى كاغذ نوشته شده بود. پدرم به جابر گفت: تو به صحيفه خودت نگاه كن من هم صحيفه خودم را مىخوانم. در آن صحيفه نوشته شده است: بسم اللَّه الرحمن الرحيم اين كتاب از خداوند عزيز و حكيم است كه آن را بوسيله روح الامين بر محمد نازل كرده است. اى محمد، نامهاى مرا بزرگ بشمار و در مقابل نعمتهايم شكر گذار باش و الطاف مرا انكار مكن و به غير از من به كسى اميدوار مباش و از غير من هم از كسى نترس. زيرا كسى كه به غير من اميدوار باشد و از غير من بترسد او را چنان عذاب مىكنم كه تاكنون هيچ كس را مانند او عذاب نكرده باشم.
اى محمد، من تو را از ميان پيامبرانم برگزيدم و وصى تو را به ساير اوصياء برترى دادم و على را براى تو وصى قرار دادم و حسن را صندوقچه علم خودم نمودم كه بعد از پايان عمر پدرش جانشين او باشد. و حسين را كه بهترين اولاد اولين و آخرين مىباشد و خانه امامت از اوست، و بعد از او هم زين العابدين امام است، و بعد از او محمد كه شكافنده علم من است و دعوتكننده مردم به راه راست و طريق حق، و بعد از او جعفر است كه در قول خود صادق است و همچنان در علمش صادق مىباشد، و بعد از او دوره تاريكى و فتنه مىآيد. پس واى بر كسى كه بنده و منتخب من از خلقم، موسى كاظم را تكذيب كند. بعد از او هم على رضا است كه او را يك عفريت كافر مىكشد و در شهرى دفن مىشود كه بنده صالح من آن شهر را بنا كرده و او را در كنار شرورترين خلق خدا دفن مىكنند.
و پس از او محمد هادى بر راه من و حمايتكننده از حريم من، عدالتكننده در ميان رعيتش است و از صلب او دو نفر خارج مىشوند، يكى به نام على (على النقى) و ديگرى حسن عسگرى و آخر از همه محمد است كه در آخر زمان ظاهر مىشود و در سرش عمامه سفيد رنگى است كه او را از تابش نور خورشيد حفظ مىكند و با زبان بسيار فصيح مردم را صدا مىكند. همه