الجواهر السنية في الأحاديث القدسية - الشيخ حرّ العاملي - الصفحة ٣٥٩ - الباب الحادي عشر فيما ورد بشأن سيدنا و نبينا محمد بن عبد الله صلى الله عليه و آله
مىخواهد آن گناه از نامه اعمالش محو شود و از آن پاك گردد، بدنش را پاك كند و لباس پاكى بپوشد، از آبادى بيرون برود در صحرا و جاى خلوت رو به من بكند (يعنى رو به قبله بنشيند) به طورى كه هيچ كس او را نبيند. بعد دستهايش را به سوى من بلند كند. چون در آن هنگام هيچ كس ميان من و او حايل نيست و بگويد: اى خداوندى كه رحمت واسعه تو، شامل همه است. اى كسى كه به مردم خير مىرسانى. اى خداوندى كه همه التماس رحمتت را دارند.
اى كسى كه بواسطه شدت سلطنتش مردم از او مىترسند و اى رحمكننده در هر مكان. گرفتارى كه زيان ديده است، به سوى تو آمده و به تو پناه آورده و وحشتش را براى تو مىگويد. من عمل بدى كردم و به نفع خود ضرر رساندم و بواسطه مغفرتى كه در تو سراغ دارم به سوى تو آمدهام، براى رهايى از آتش جهنم به تو پناه آوردهام. گر چه من در اثر ارتكاب گناه به عزت و جلال تو تجاوز كردم. حالا تو را به نامت سوگند مىدهم كه خود را با آن ناميدهاى (خداوندا) تو با آن همه عظمت و قدرت و سلطنت كه بر همه جهان دارى و آن نامت را بوسيله قرآن منور كردهاى. اى خداى بزرگ، از تو درخواست مىكنم كه آن گناه بزرگ مرا از نامه اعمالم محو كنى و بدن مرا از وبال آن گناه خالى سازى. چون من به تو اى خدايى كه غير از تو خدايى نيست، پناه آورده و به نام تو كه همه امور را بوسيله آن فيصله مىدهى، چنگ زدهام و به قدرت تو ايمان دارم.
اين اعتراف من است. پس مرا خوار مكن و به من عافيت عطا فرما و مرا از اين گناه بزرگى كه هلاكم كرده نجات بده و مرا به خاطر همه حقوقى كه دارى عفو كن، اى خداوند كريم.
اى محمد، اگر اين شخص در آن چيزى كه من به تو امر كردم خالصانه عمل كند و هدفش غير من نباشد، من او را از خسران آن گناه بزرگ خلاص مىكنم و دستهاى او را از آلودگى به اين گناه پاك مىكنم. زيرا من به تو نامهايى را ياد دادم كه دعا بوسيله آنها مورد اجابت واقع مىشود.