الجواهر السنية في الأحاديث القدسية - الشيخ حرّ العاملي - الصفحة ١٨٤ - الباب الثامن فيما ورد في شأن داود عليه السلام
من او را مىبخشم و از حافظه او هم بيرون مىكنم (تا ديگر خجالت نكشد). اى داود، از من بشنو كه من اين سخنان را به حق مىگويم. هر كس يك عمل خير به خاطر من بكند، من او را وارد بهشت مىكنم.
داود عرض كرد: خداوندا، آن عمل خير چيست؟ خداوند فرمود: بردن غم از دل بنده مسلمان. داود عرض كرد: خداوندا، پس سزاوار است كسى كه تو را شناخت اميدش را از تو قطع نكند.
و عن والده عن المفيد، قال: حدّثنا الشريف الصالح أبو محمّد الحسن بن حمزة العلويّ قال: حدّثنا محمّد بن عبد اللَّه بن جعفر عن أبيه عن هارون بن مسلم عن مسعدة بن زياد عن زياد القنديّ قال: حدّثني جعفر بن محمّد عن أبيه عليهما السلام قال: في حكمة آل داود: يا ابن آدم، كيف تتكلّم بالهدى و أنت لا تفيق من الردى؟! يا بن آدم أصبح قلبك قاسيا، و أنت لعظمة اللَّه ناسيا، فلو كنت باللَّه عالما و بعظمته عارفا لم تزل منه خائفا و لوعده راجيا، ويحك! كيف لا تذكر لحدك و انفرادك فيه وحدك.
؟!. أقول: هذا يترجّح كونه من كلام اللَّه بقرينة ما سيأتي في آخر الباب من رواية الكراجكيّ[١] باز هم ابو على حسن طوسى از پدرش از شيخ مفيد از ابو محمد حسن بن حمزه علوى از محمد بن عبد اللَّه بن جعفر از پدرش از هارون بن مسلم از مسعده ابن زياد از زياد قندى از امام صادق از پدرش عليهم السلام روايت كرده كه حضرت فرمود: در حكمت آل داود: اى فرزند آدم، تو چگونه از هدايت سخن مىگويى در حالى كه از بديها خود را دور نمىكنى. اى فرزند آدم، تو بواسطه فراموش كردن عظمت خداوند، قلبت را قسى و بىرحم كردهاى. تو اگر به عظمت
[١]- راجع حديث ١٩٧.