الجواهر السنية في الأحاديث القدسية - الشيخ حرّ العاملي - الصفحة ٢٩ - الباب الأول فيما ورد في شأن آدم عليه السلام
المحاسن عن محمّد بن سفيان عن نعمان الرازيّ، فكان في أحد السندين تصحيفا.
شيخ صدوق از پدرش از سعد بن احمد بن محمد بن عيسى از محمد بن سنان از نعمان رازى از ابو عبد اللَّه عليه السلام نقل كرده كه حضرت فرمود: وقتى كه مدت نبوت آدم خاتمه يافت و روزىاش قطع شد، خداوند به وى وحى فرمود كه: اى آدم، نبوت تو پايان يافته و روزىات هم در روى زمين پايان يافته. پس نگاه كن آنچه كه از علم و ايمان و ميراث نبوت و آثار علم و اسم اعظم كه در نزد تو هست، همه را به فرزندت هبة اللَّه (شيث) تسليم كن. چون من زمين را بدون علم نمىگذارم. زيرا بواسطه علم طاعت و دين من شناخته مىشود و هر كس به دين من اطاعت كند نجات مىيابد.
قبلا يك روايتى هم به اين مضمون از طريق كلينى ذكر شد است. و برقى هم اين حديث را در كتاب محاسن، از محمد بن سفيان از نعمان رازى نقل كرده است. پس در يك از دو سند اشتباه شده است.
و في كتاب معاني الأخبار عن محمّد بن عليّ ما جيلويه عن عمّه محمّد ابن القاسم عن أحمد بن أبي عبد اللَّه عن ابن أبي نصير عن أبان عن عبد الرحمن ابن سيابة عن أبي عبد اللَّه عليه السلام في حديث: إنّ آدم قام على باب الكعبة فقال: اللّهمّ أقلني عثرتي، و اغفر ذنبي، و أعدني إلى الدار التي أخرجتني منها، فقال اللَّه.
شيخ صدوق در كتاب معاني الأخبار از محمد بن على ماجيلويه از عمويش محمد بن قاسم از احمد بن ابو عبد اللَّه از ابن ابو نصير از ابان از عبد الرحمن بن سيابه از ابو عبد اللَّه عليه السلام در ضمن حديثى نقل كرده كه حضرت فرموده: آدم در دم در كعبه ايستاد و گفت: خداوندا، لغزشهاى مرا ناديده بگير و گناه مرا ببخش و به من وعده همان خانهاى را بده كه مرا از آن بيرون كردى (يعنى بهشت). خداوند فرمود: لغزشهاى تو را اغماض مىكنم و گناهانت را مىبخشم و به زودى هم تو را به همان خانه برمىگردانم كه بيرونت كردم.