الجواهر السنية في الأحاديث القدسية - الشيخ حرّ العاملي - الصفحة ٢٢ - الباب الأول فيما ورد في شأن آدم عليه السلام
پدرش از خلف بن حماد از عبد اللَّه بن سنان از ابو عبد اللَّه عليه السلام نقل كردهاند كه از حضرت در باره نخستين كتاب آسمانى كه در روى زمين نوشته شده سؤال شد، حضرت فرمود: خداوند عز و جل فرزندان آدم را در جلو چشمانش ظاهر ساخت. وقتى كه آدم داود را ديد، عرض كرد: خداوندا، اين شخص كيست كه او را پيامبر كردهاى و عزت به وى دادهاى، ولى عمرش را كوتاه نمودهاى.
خداوند به آدم وحى كرد: اى آدم، اين شخص فرزند تو داود است و عمر او چهل سال مىباشد و من عمرها را تعيين مىكنم و روزىها را ميان مردم قسمت مىكنم. من هر چه خواستم محو مىكنم و هر چه را خواستم نگه مىدارم، مادر كتابها نزد من است. اگر تو مقدارى از عمرت را به وى بدهى من به عمر او اضافه مىكنم. آدم عرض كرد: خداوندا، من شصت سال از عمرم را به وى دادم تا عمر او صد سال بشود.
پس خداوند به جبرئيل و ميكائيل و عزرائيل فرمود: يك نامهاى براى اين سخن آدم بنويسد. چون به زودى اين سخنش را فراموش خواهد كرد. لذا آنها آن اقرارنامه را نوشتند و با بالهاى خود آن را مهر كردند كه از خاك بهشت فراهم آورده بودند. بعد وقتى كه هنگام مرگ آدم فرا رسيد و عزرائيل نزد او آمد، آدم گفت: هنوز از عمر من شصت سال باقى مانده. عزرائيل گفت: تو آن شصت سال را به فرزندت داود دادهاى. در آن هنگام جبرئيل هم به نزد آدم نازل شد و همان نامه را باز كرد و برايش خواند، در نتيجه روح او را قبض كردند.
و عن عليّ بن إبراهيم عن أبيه عن ابن أبي عمير عن معاوية بن عمّار و جميل بن صالح عن أبي عبد اللَّه عليه السلام قال: لمّا طاف آدم بالبيت و انتهى إلى الملتزم قال جبرائيل: يا آدم، أقرّ لربّك بذنوبك في هذا المكان، قال: فوقف آدم عليه السلام فقال:
يا ربّ، إنّ لكلّ عامل أجرا و قد عملت فما أجري؟ فأوحى اللَّه إليه: يا آدم، قد غفرت لك ذنبك. قال: يا ربّ، و لولدي أو لذريّتي؟ فأوحى اللَّه إليه: آدم، من جاء