الجواهر السنية في الأحاديث القدسية - الشيخ حرّ العاملي - الصفحة ٦٠١ - الباب الثالث عشر فيما جاء من الأحاديث القدسية في النص على الإمامة من طريق العامة
آوردند. بعد على عليه السلام بلند شد مشكى را برداشت رفت به سر چاهى كه بسيار گود بود و از آن چاه با مشك پايين رفت. پس خداوند به جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل، وحى فرمود: برويد به محمد و برادرش على كمك كنيد، آب به آنها بدهيد ... تا آخر حديث.
مؤلف مىگويد: اين احاديث شريف صراحت دارد در اين كه على عليه السلام امام اولياء مىباشد و مطلوب ما هم همين است. باز هم اينها دلالت دارند به اين كه على عليه السلام نور اطاعتكنندگان و كلمهاى است كه خداوند بر متقين آن را لازم دانسته است. باز هم دلالت بر اين دارد كه هر كس على عليه السلام را دوست بدارد، خدا را دوست داشته است و هر كس به او اطاعت كند به خداوند اطاعت كرده است. پس از اينها لازم مىآيد كه محبت على عليه السّلام و اطاعت او به مردم لازم باشد و دشمنى و مخالفت با وى حرام باشد. باز هم اين حديثها نشان مىدهند كه خداوند قلب على عليه السلام را جلا داده و ايمان را براى او بهار نموده است و على عليه السلام را پرچم هدايت و مناره ايمان و امام اولياء و نور همه اطاعتكنندگان قرار داده است و او را خداوند براى محمد برادر نموده و به ملائكه امر كرده كه به او كمك كنند. پس همه اين فضيلتها لازمه امامت على عليه السلام مىباشد.
و قد نقل جماعة من العلماء عن ابن شيرويه الديلميّ أنّه روى في كتاب الفردوس عن حذيفة بن اليمان قال: قال رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله: لو يعلم الناس متى سمّي عليّ أمير المؤمنين ما أنكروا فضله، سمّي أمير المؤمنين و آدم بين الماء و الطين، قال اللَّه وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ فقالت الملائكة: بلى. فقال اللَّه: أنا ربّكم و محمّد نبيّكم و عليّ أميركم.
جماعتى از علماء از ابن شيرويه ديلمى نقل كردهاند كه او در كتاب الفردوس اين حديث را از حذيفه يمانى از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله نقل كرده كه حضرت