الجواهر السنية في الأحاديث القدسية - الشيخ حرّ العاملي - الصفحة ٥١٠ - الباب الثاني عشر ما جاء من الأحاديث القدسية في شأن أمير المؤمنين و الأئمة من ولده عليهم السلام و في النص عليهم، و في معنى الإمامة
باز هم ابو على حسن بن محمد بن حسن طوسى از پدرش از احمد بن محمد بن هارون بن صلت از ابن عقده از محمد بن هارون هاشمى از محمد بن مالك بن ابرد نخعى از محمد بن فضيل بن غزوان از غالب جهنى از امام باقر عليه السلام از پدرش از جدش از امير المؤمنين عليهم السلام از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله نقل كرده كه حضرت فرمود: وقتى كه من از آسمان اول به آسمان دوم و از آنجا به آسمان سوم در شب معراج سير كردم تا رسيدم به سدره المنتهى، در آنجا در پيشگاه خداوند ايستادم. خداوند فرمود: اى محمد. گفتم: لبيك و سعديك اى خداى من. بعد خداوند فرمود: مردم را آزمايش كردى، كدامشان به تو مطيعتر هستند؟ من گفتم: خداى من، على از همه مطيعتر است. خطاب آمد: راست گفتى، اى محمد. پس آيا تو براى خود جانشين در نظر گرفتهاى كه بعد از تو مردم را هدايت كند و از كتاب من چيزهايى را بر آنان بياموزد كه آنها نمىدانند؟
من عرض كردم: خداوندا، تو برايم جانشين انتخاب كن چون انتخاب تو بهتر است. خداوند فرمود: من على را براى تو جانشين انتخاب كردم. پس تو او را وصى خودت قرار بده و من علم و حلم خودم را به وى تلقين كردهام، او حقا امير مؤمنان است كه اين كلمه فقط مختص اوست. اى محمد، على ابن ابى طالب پرچم هدايت و امام اولياى من و نور كسى است كه بر من اطاعت كند و او كلمه حق مىباشد كه من براى متقيان آن را لازم كردهام. هر كس او را دوست بدارد مرا دوست داشته و هر كس با او دشمنى كند با من دشمنى كرده است.
پس اين مژده را به وى بده، اى محمد.
سپس حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله مىفرمايد: من اين مژده را به على دادم. او گفت:
من بنده خدا هستم و در اختيار اوست كه مرا به خاطر گناهانم عذاب ندهد و اگر اين كار را بكند در باره من ستمى نكرده است و حال كه آن وعده را برايم مقرر داشته او اولىتر است بر من. سپس رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمود: خداوندا، قلب او و بهار او را ايمان به خودت قرار بده. خداوند به حضرت وحى مىكند كه: من