الجواهر السنية في الأحاديث القدسية - الشيخ حرّ العاملي - الصفحة ٢٤٥ - الباب الحادي عشر فيما ورد بشأن سيدنا و نبينا محمد بن عبد الله صلى الله عليه و آله
بعضى از بندههاى مؤمن من هستند كه تنها بىنيازى، آنها را در صلاح و ايمان نگه مىدارد كه اگر من او را بىنياز نكنم او هلاك مىشود. و بعضى از بندههاى مؤمن من هستند كه تنها فقر، آنها را در صلاح و ايمان نگه مىدارد كه اگر من او را فقير نكنم هلاك مىگردد. هيچ كدام از بندگان من به سوى من تقرب پيدا نمىكنند مگر با انجام فرايض. البته با خواندن نمازهاى نافله هم به من نزديك مىشوند وقتى كه با نماز نافله به من نزديك شد من او را دوست دارم.
وقتى كه او را دوست داشتم، چشم و گوش و زبان و دست او مىشوم كه با آنها مىبيند و مىشنود و سخن مىگويد و كار انجام مىدهد. هر وقت به من دعا كند اجابت مىنمايم و هر چه از من بخواهد به وى عطا مىكنم.
و عن عليّ بن إبراهيم عن محمّد بن عيسى عن يونس عن ابن مسكان عن المعلّى بن خنيس عن أبي عبد اللَّه عليه السلام قال: قال رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله: قال اللَّه تعالى:
من استذلّ عبدي المؤمن فقد بارزني بالمحاربة، و ما تردّدت في شيء أنا فاعله كتردّدي في عبدي المؤمن، إنّي لأحبّ لقاءه فيكره الموت فأصرفه عنه، و إنّه ليدعوني في الأمر فأستجيب له لما هو خير له.
و از على بن ابراهيم از محمد بن عيسى از يونس از ابن مسكان از معلى بن خنيس از ابو عبد اللَّه عليه السلام از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله از خداوند متعال، نقل كرده كه حضرت حق فرموده: هر كس بنده مؤمن مرا ذليل و خوار كند، علنا به مبارزه با من برخاسته است. و من در انجام هيچ كارى مانند ترديد در باره بنده مؤمنم شك نكردم. بدرستى كه هر آينه من ديدار و ملاقات او را دوست دارم، امّا او مرگ را خوش ندارد. پس من نيز آن را از بنده مؤمنم دور مىسازم. و همچنين بنده مؤمنم اگر مرا در كارى بخواند پس من آنچه خير او در آن است، آن را به اجابت مىرسانم.