الجواهر السنية في الأحاديث القدسية - الشيخ حرّ العاملي - الصفحة ٤٤١ - الباب الثاني عشر ما جاء من الأحاديث القدسية في شأن أمير المؤمنين و الأئمة من ولده عليهم السلام و في النص عليهم، و في معنى الإمامة
باز هم ابن بابويه از حسين بن ابراهيم مكتب از احمد بن يحيى قطان از بكر ابن عبد اللَّه بن حبيب از عبيد اللَّه بن محمد ابن ناطويه از محمد كثير از اعمش.
باز هم ابن بابويه از سليمان بن احمد بن ايوب لخمى، بوسيله نامهاى كه از اصبهان نوشته از احمد بن قاسم بن مساور جوهرى در سال (٢٨٦ ه) از وليد بن فضل عنزى از مندل بن على عنزى از اعمش.
باز هم ابن بابويه از محمد بن ابراهيم بن اسحاق طالقانى از ابو سعيد حسن ابن على عدوى از على بن عيسى كوفى از جرير بن عبد الحميد از اعمش از ابو جعفر منصور دوانيقى در يك حديث طولانى از پدرش از جدش از ابن عباس نقل كرده كه گفته: ما در محضر حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله نشسته بوديم، ناگهان فاطمه عليها السلام داخل شد و گريه مىكرد، حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله فرمود: اى فاطمه، گريستن تو براى چيست؟ حضرت زهراء عليها السلام فرمود: اى پدر، حسن و حسين از خانه بيرون رفتهاند، نمىدانم شب را در كجا ماندهاند؟ حضرت پيامبر صلى اللَّه عليه و آله فرمود:
اى فاطمه، گريه نكن، زيرا خداوندى كه خالق آنان است او نسبت به آنان لطفش بيشتر از شما مىباشد. و رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله دستان خود را به سوى آسمان بالا برد، سپس فرمود: پروردگارا، اگر آنان در خشكى يا دريا ربوده شدهاند، پس آنها را حفظ فرما و سلامت بدارشان.
در آن هنگام جبرئيل نازل شد و گفت: اى محمد، خداوند بر تو سلام مىرساند و مىفرمايد: محزون و غمناك مباشيد. چون آن دو هم در دنيا فاضل هستند و هم در آخرت و پدرشان از خود آنها هم فاضلتر است. آنها ديشب را در دره بنى جار خوابيدهاند و خداوند دو ملك براى مراقبت آنها گمارده بود.
و قال: حدّثنا الحسين بن أحمد بن إدريس قال: حدّثنا أبي عن أحمد بن محمّد بن خالد عن العبّاس بن معروف عن محمّد بن يحيى الخزّاز عن طلحة بن زيد عن الصادق عن أبيه عن آبائه عليهم السلام قال: قال رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله: أتاني جبرئيل