الجواهر السنية في الأحاديث القدسية - الشيخ حرّ العاملي - الصفحة ٢٤٧ - الباب الحادي عشر فيما ورد بشأن سيدنا و نبينا محمد بن عبد الله صلى الله عليه و آله
ابان احمر از حمزه بن طيار از ابو عبد اللَّه عليه السلام نقل كرده كه حضرت به او فرمود:
بنويس، بعد به من چنين املا كرد كه: از قول ما ائمه بگو: خداوند به بندگان خود بوسيله دادن نعمتها، اتمام حجت نمود و بعد هم پيامبرى براى آنها فرستاد و به آن پيامبر كتابى نازل كرد كه در آن كتاب امر و نهى را توضيح داد، مردم را امر به خواندن نماز و گرفتن روزه نمود. روزى رسول خدا به خواب ماند، نماز صبحش قضا شد.
خداوند به او وحى فرمود: من تو را در خواب نگه داشتم تا نمازت قضا بشود. چون من تو را مىخوابانم و من تو را بيدار مىكنم. پس وقتى نمازت قضا شد، بعد از بيدارى آن را بخوان تا امت تو بدانند در چنين مواقع چه بايد بكنند؟
آن طور نيست كه مىگويند: هر كس بخوابد و نماز صبحش قضا شود، هلاك شده است. همچنان است روزه. چون من بندگانم را مريض مىكنم و من به آنان سلامتى مىدهم. پس اگر نتوانستند به موقع نماز بخوانند و يا روزه بگيرند، قضاى آن را بجاى آورند ... تا آخر حديث.
و عنهم عن سهل بن زياد عن جعفر بن محمّد الأشعري عن ابن القدّاح عن أبي عبد اللَّه عليه السلام قال: قال رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله قال اللَّه تعالى: و عزّتي و جلالي لا أخرج عبدا من عبادي من الدنيا و أنا اريد أن أرحمه حتّى أستوفي منه كلّ خطيئة عملها: إمّا بسقم في جسده و إمّا بخوف في دنياه، فإن بقيت عليه بقيّة شددت عليه الموت. و عزّتي و جلالي لا اخرج عبدا من الدنيا و أنا اريد أن اعذّبه حتّى أوفيه كلّ حسنة عملها إمّا بسعة في رزقه، و إمّا بصحّة في جسمه، و إمّا بأمن في دنياه، فإن بقيت عليه هوّنت عليه بها الموت.
و از عدهاى از اصحاب ما از سهل بن زياد از جعفر بن محمد اشعرى از ابن قدّاح از ابو عبد اللَّه عليه السلام از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله از خداوند متعال، نقل كردهاند كه