الجواهر السنية في الأحاديث القدسية - الشيخ حرّ العاملي - الصفحة ٥٤٥ - الباب الثاني عشر ما جاء من الأحاديث القدسية في شأن أمير المؤمنين و الأئمة من ولده عليهم السلام و في النص عليهم، و في معنى الإمامة
موقع جبرئيل نازل شد و گفت: اى محمد، خداوند بر تو سلام مىرساند و مىفرمايد: فاطمه آمده از على شكايت كند از فاطمه شكايتش را قبول مكن.
وقتى كه فاطمه عليها السلام داخل شد، پيامبر صلى اللَّه عليه و آله به او فرمود: به نزد شوهرت برگرد و به او بگو با اين كه من نمىخواهم تو را راضى كند (يعنى من شكايت فاطمه را وارد نمىدانم). پس فاطمه عليها السلام برگشت جريان را به على عليه السلام گفت، و على عليه السلام فرمود: واى بر من، تو شكايت مرا به نزد پيامبر صلى اللَّه عليه و آله بردى، من از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله شرم مىكنم. و تو را اى فاطمه، شاهد مىگيرم كه به خاطر رضايت تو اين كنيز را آزاد مىكنم. و در نزد على عليه السلام پانصد درهم بود فرمود: اين پول را براى رضاى تو به فقراى مهاجر و انصار صدقه مىدهم.
راوى مىگويد: بعد از اين كار على عليه السلام جبرئيل نازل شد و گفت: اى محمد، خداوند بر تو سلام مىرساند و مىفرمايد: به على بن ابى طالب مژده بده كه من در مقابل اين كارش كه كنيز را به خاطر رضايت فاطمه آزاد كرد، همه بهشت را به وى بخشيدم. بعد حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله فرمود: وقتى كه روز قيامت مىشود، على دم در بهشت مىايستد و به دستور خداوند هر كه را كه مىخواهد وارد بهشت مىكند و هر كه را دشمن مىدارد مانع مىشود. خداوند مىفرمايد: اى مردم، من اين بهشت را به خاطر آزاد كردن كنيز به على دادم و جهنم را هم به خاطر دادن پانصد درهم صدقه به فقرا به وى بخشيدم، چون با اين كار رضايت فاطمه را جلب كرد. پس وقتى كه روز قيامت مىشود، على دم در جهنم مىايستد و هر كه را خواست وارد آن مىكند و هر كه را هم خواست مانع از دخول او مىشود. اينها رحمت من بر على مىباشد. بعد رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله رو به على عليه السلام كرده فرمود: مبارك باد بر تو اين عنايت خداوند، چه كسى مىتواند مانند تو باشد؟ در حالى كه تو قسمتكننده بهشت و جهنم مىباشى.
ابن بابويه در كتاب علل، اين حديث را از پدرش از سعد از حسن بن غرفه از وكيع از محمد بن اسرائيل از ابو صالح از ابو ذر، نقل كرده كه گفت: من