الجواهر السنية في الأحاديث القدسية - الشيخ حرّ العاملي - الصفحة ٣٧٣ - الباب الحادي عشر فيما ورد بشأن سيدنا و نبينا محمد بن عبد الله صلى الله عليه و آله
همان طورى كه همه امور بندگان صالح خود را كفايت مىنمايم و همه امورش را كفايت مىكنم همان طورى كه امور بندگان صالحم را كفالت مىنمايم.
اى محمد، هر كس از امت تو يك حاجت سرى داشته باشد، در نيمه شب به تنهايى رو به من آورده در حالى كه پاك است و وضو هم دارد بگويد:
يگانهاى جز تو نيست و تو اميد همه هستى و مخلوقاتت تنها بر تو اميد دارند، من هم همين طور و اى خداوندى كه همه موجودات مخلوق تو هستند و در حاجتهاى خويش به تو اعتماد دارند و در طلب آن حاجتها فقط از تو مسألت مىكنند و در درخواست خويش از تو اصرار و سماجت هم مىنمايند كه يكى از آنها من هستم و كسى كه اعتماد شديد به تو دارد منم. پس با انجام اين درخواستهايم اين اعتماد شديد مرا نسبت به خودت حفظ كن (درخواستهايش را بر زبان بياورد).
اى خداوند رحيم، اگر تو اين درخواستهاى مرا اجابت كردى فبها و اگر هم نكردى، پس هيچ وقت اجابت نخواهى كرد و من ناچار به تو ملتجى مىشوم به همين جهت است كه اينها را از تو مىخواهم. اى كسى كه احكامش نافذ است. پس قضاى حاجت مرا امضا كن تا به اين وسيله در غيب تو حاجتهاى من هميشه برآورده شده باشد. تا هنگامى كه هوسهاى نفسانى خودم و ديگر مردم (يعنى تلقين سوء آنها) مرا احاطه كرد، من بتوانم در مقابل همه آنها پيروز شوم.
و با امضا كردن چنين سرنوشت بر من منت بنه و سرنوشت و تقدير مرا از هر گونه غل و غش صاف نما و انجام همه آن اعمال و اطاعتها را كه برايم مقدر ساختهاى آسان كن. چون من به قضاى اين حاجاتم نياز مبرم دارم و تو هم اين موضوع را مىدانى. پس تو را به آن حقت سوگند مىدهم كه هر چه را كه اراده كنى بوسيله آن انجام مىدهى، از من همه اين پريشانى و غل و غش را دور كن.
وقتى كه بندهام اينها را بگويد، من حاجت او را تا قبل از مرگش روا مىكنم (يعنى تا زمان مرگش او را در تحت حمايت خويش قرار مىدهم) و خودش هم بايد خود را ملزم به انجام اين درخواستها بداند.