الجواهر السنية في الأحاديث القدسية - الشيخ حرّ العاملي - الصفحة ٤٢ - الباب الثالث فيما ورد في شأن إبراهيم عليه السلام
ابن على عسگرى عليه السلام از پدرش از پدرانش از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله نقل كرده كه حضرت در مكالمه طولانى با ابو جهل فرمود:
اى ابا جهل، آيا داستان حضرت ابراهيم را شنيدهاى كه وقتى خداوند او را به ملكوت اعلى برد و بينائى چشم او را زيادتر ساخت از آسمانها زمين را ديد و همه آن موجوداتى كه در روى زمين ظاهر بودند مشاهده نمود. در نتيجه ديد يك مرد و زنى با هم زنا مىكنند، بر آنها نفرين كرد هر دو هلاك شدند. باز هم دو نفر ديگر را ديد كه زنا مىكنند، بر آنها هم نفرين كرد، آنها هم هلاك شدند.
بعد هم دو نفر سومى را ديد كه زنا مىكنند، بر آنها هم نفرين نمود و آنها هم هلاك شدند.
خداوند به ابراهيم وحى فرمود: دست نگهدار، بر بندگان مرد و زن من نفرين مكن. چون من خداوند رحيم و بخشندهاى هستم كه گناه بندگان بر من ضرر نمىرساند، همان طورى كه طاعتشان هم به من نفع ندارد. من آنها را مانند تو خشم نمىكنم. پس تو از آنها دست بردار و بر ايشان نفرين مكن. چون تو يك بندهاى از جانب من هستى كه فقط بايد مردم را از عذاب من بترسانى، نه اين كه در مملكت من دخالت كنى و به من و بندگانم تسلط پيدا كنى. غير از تو هم كسى در اين كار ما با من شريك نمىباشد.
و بندگان من سه دسته هستند: يا آنكه پس از ارتكاب گناه به من توبه مىكنند. پس من آنها را مىبخشم و عيبهايشان را مىپوشانم. و يا اين كه اگر توبه هم نكردند، من به آنها عذاب نمىدهم (يعنى در دنيا آنها را دچار عذاب نمىكنم). چون مىدانم كه بزودى از نسل آنها فرزندان مؤمن بوجود خواهند آمد. لذا به پدران كافر و مادران كافر آنها ارفاق مىكنم و از آنها عذاب خود را برمىدارم تا مؤمنان از صلب آنها خارج شوند. بعد هم در آخرت آنها را عذاب مىدهم. چون عذابى كه من در آخرت به آنها مىدهم، شديدتر از آن عذابى است كه تو براى آنان مىخواهى. چون عذاب من بر بندگانم بر حسب جلال و عظمت من است.