الجواهر السنية في الأحاديث القدسية - الشيخ حرّ العاملي - الصفحة ١٧٦ - الباب الثامن فيما ورد في شأن داود عليه السلام
حضرت فرمود: خداوند به داود عليه السلام وحى كرد: كه از قومت يك نفر جانشين براى خودت انتخاب كن. چون در علم من مقدر شده كه هيچ پيامبرى را مبعوث نكنم مگر اين كه از قومش وصييى هم برايش تعيين نمايم. داود فرزندان و خويشاوندان زيادى داشت. خداوند وحى فرمود: اى داود، در اين كار عجله مكن تا به تو دستور دهم.
پس از چند روزى دو نفر متخاصم نزد داود آمدند كه در مورد گوسفند و درختان انگور با هم اختلاف داشتند. خداوند به داود وحى فرمود: فرزندانت را در اين مجلس حاضر كن. هر كس توانست براى اين قضيه حكم بدهد، من او را جانشين تو خواهم كرد. بعد حضرت فرمود: سليمان در باره آن قضيه حكم داد.
خداوند به داود وحى كرد: كه در اين قضيه فقط حكم سليمان درست بود، تو نظرت كس ديگرى بود ولى ما سليمان را براى تو جانشين تعيين كرديم.
و عن محمّد بن يحيى عن أحمد بن محمّد عن عليّ بن سيف عن بعض أصحابه عن أبي جعفر الثاني عليه السلام قال: قلت له: إنّ الناس يقولون في حداثة سنّك.
فقال: إنّ اللَّه تعالى أوحى إلى داود عليه السلام أن يستخلف سليمان و هو صبيّ يرعى الغنم، فأنكر ذلك عبّاد بني إسرائيل و علماؤهم، فأوحى اللَّه إلى داود عليه السلام أن خذ عصا المتكلّمين و عصا سليمان و اجعلها في بيت، و اختم عليها بخواتيم القوم، و إذا كان من الغد فمن كانت عصاه قد أورقت و أثمرت فهو الخليفة، فأخبرهم داود عليه السلام فقالوا: قد رضينا و سلّمنا.
و از محمد بن يحيى از احمد بن محمد از على بن سيف از بعضى اصحاب ايشان از امام جواد عليه السلام نقل كرده و گفته: من به حضرت عرض كردم: مردم در باره كمى سن تو براى امامت سخنانى مىگويند. حضرت فرمود: خداوند به داود عليه السلام وحى فرمود: سليمان را كه يك بچه كوچك بود و گوسفندان را مىچراند،