الجواهر السنية في الأحاديث القدسية - الشيخ حرّ العاملي - الصفحة ٥٧٣ - الباب الثاني عشر ما جاء من الأحاديث القدسية في شأن أمير المؤمنين و الأئمة من ولده عليهم السلام و في النص عليهم، و في معنى الإمامة
با آن تازيانه به روى كوهها بكوبند، همه آن كوهها از شدت حرارت آن تازيانه متلاشى شده تبديل به خاكستر مىشوند. بعد از اين عمل على عليه السلام را جستجو مىكنند تا در پيشگاه خداوند خصومت خود را با نفر چهارم آغاز كند و همه آن سه نفر را در تابوت آتشين مىگذراند و در تابوت را مى بندند، نه كسى مىتواند آنها را از داخل تابوت ببيند و نه آنها كسى را ببينند.
بعد هم كسانى كه پيرو آن سه نفر بودند و از راه آنها تبعيت كرده بودند، مىگويند: خداوندا، آن كسانى را كه ما را گمراه كردند به ما نشان بده تا آنها را در زير قدمهاى خود بياندازيم تا پست و خوار باشند. خطاب مىآيد: امروز ديگر اين سخنان شما فايده ندارد. چون شما هم ستم كرديد و در عذاب آنان شريك هستيد.
بعد از اين پيروان آنها، ناله حسرت و ندامت سر مىكنند و مىآيند به طرف حوض كوثر از امير المؤمنين آب مىخواهند، حضرت به آنها آب نمىدهد. آنها مىگويند: ما را ببخش و به ما آب بده و ما را از اين عذاب خلاص كن. پس بر آنها گفته مىشود: (پس وقتى كه ظالمان مقام او را مشاهده مىكنند سياه شد روى آنها و اين همان كسى است كه شما با او دشمنى مىكرديد و عليه او ادعاى خلافت نموديد. تشنه برگرديد. چون نوشيدنى شما آن آبهاى داغ جهنم مىباشد و شفاعت شفاعتكنندگان هم در باره شما نفعى ندارد).