الجواهر السنية في الأحاديث القدسية - الشيخ حرّ العاملي - الصفحة ٥٧٢ - الباب الثاني عشر ما جاء من الأحاديث القدسية في شأن أمير المؤمنين و الأئمة من ولده عليهم السلام و في النص عليهم، و في معنى الإمامة
اما دخترت فاطمه را به خاطر آن صبر و تحمل در قبال مصيبتها، در روز قيامت در كنار عرشم مىنشانم و به وى گفته مىشود: اكنون خداوند تو را در ميان مردم حكم قرار داده. پس در باره هر كسى كه به تو ظلم و ستم كرده و به فرزندانت ظالم كرده حكم كن، من حكم تو را در باره آنها اجازه مىدهم تا او را به طرف جهنم ببرند. پس آن ستمكار مىگويد: واى بر من، چرا در امر مخالفت با جنب خدا افراط كردم و وعدههاى خداوند را به مسخره گرفتم و آرزو مىكند كه دوباره به دنيا برگردد تا جبران خطاهايش را بكند. ظالم از روى حسرت و ندامت پس دست خود را با دندان مىگيرد و مىگويد: اى كاش من در دنيا با رسول خدا راه درستى و اطاعت در پيش مىگرفتم. واى بر من، اى كاش فلان شخص را دوست خود نمىدانستم.
وقتى كه ستمكار در قيامت به سوى ما مىآيد، آن وقت با منتهاى حسرت و ندامت مىگويد: اى كاش، ميان من و آن شخص كه براى خود انتخاب مىكردم، فاصلهاى به اندازه ميان مغرب و مشرق (يعنى هرگز نمىتوانستيم يك ديگر را ببينيم) بود و او همنشين بسيار بدى بوده است. ولى امروز ديگر اين حرفها براى شما نفعى ندارد. زيرا خودتان به خودتان ستم كرديد و همه شما در عذاب شريك هستيد. آن ظالم مىگويد: خداوندا، تو در ميان بندگانت در موارد اختلاف حكم مىكنى يا حكمكننده كس ديگر است؟ پس به آن دو نفر از جانب خداوند خطاب مىشود: آگاه باشيد خداوند بر ظالمان لعنت كرده و آنها كسانى هستند كه مردم را از رفتن راه راست مانع شدند و آن راه را كج كردند، آنها در آخرت كافر هستند (يعنى آنها به آخرت ايمان نداشتهاند).
نخستين كسى كه در باره او حكم مىشود (محسن) فرزند على و قاتل اوست، بعد هم قنفذ مىباشد. آن قاتل را با رفيقش جلو مىآورند و ملائكه عذاب، هر دو را با تازيانه مىزنند. آن تازيانه طورى حرارتشان شديد است كه اگر با يكى از آنها به دريا بزنند از حرارت آن، درياها به غليان مىآيند و اگر