الجواهر السنية في الأحاديث القدسية - الشيخ حرّ العاملي - الصفحة ٥٧٠ - الباب الثاني عشر ما جاء من الأحاديث القدسية في شأن أمير المؤمنين و الأئمة من ولده عليهم السلام و في النص عليهم، و في معنى الإمامة
مظلوم واقع مىشود، حق او را غصب مىكنند (يعنى باغ فدك را از او مىگيرند) و در حال حاملگى او را مورد ضرب قرار مىدهند و بدون اجازه به خانه او داخل مىشوند و بعد هم به وى اهانت مىكنند و بد مىگويند، بعد هم آنچه را كه در شكمش بوده سقط مىكند و عاقبت هم از همين ضرب مىميرد.
محمد صلى اللَّه عليه و آله مىفرمايد: من گفتم: خداوندا، اين را هم قبول كردم و تسليم شدم و از تو توفيق صبر مىطلبم. و بعد هم خطاب مىآيد: از برادرت على، دخترت دو فرزند مىآورد، يكى از آنها را با مكر مىكشند و ديگرى را امت تو براى جهاد دعوت مىكنند بعد هم او را مىكشند و فرزندش را هم مىكشند و هر چه از اهل بيت با او بوده مردان را مىكشند و زنان را اسير مىكنند و او در آن موقع از من طلب يارى مىكنند ولى شهادت او از جانب ما مقدر شده است. و همچنين شهادت كسانى كه با او هستند مقدر شده و تغيير پذير نيست و شهادت او حجت بر ضرر كسانى خواهد بود كه در روى زمين بودهاند.
بعد هم اهل آسمانها به حال او گريه مىكنند و اهل زمينها هم به حالش گريه مىكنند و ملائكه هم از اين جهت گريه مىكنند كه نتوانستند به وى كمك كنند و بعد هم من از صلب او فرزندى بيرون مىآورم كه او دين تو را يارى مىكند و شبح آن فرزند در زير عرش من هست.
در نسخه ديگر آمده: بعد هم من از صلب فرزندت حسين، مردى را بيرون مىآورم كه بوسيله او خون حسين پايمال نمىشود و شبح آن فرزند در زير عرش من هست و او روى زمين را پر از عدل و داد مىكند. ترس بوسيله وجود او همه جباران را مىگيرد و هر كس در او شك كند كشته مىشود. محمد صلى اللَّه عليه و آله مىفرمايد: إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ بعد خطاب مىآيد: سرت را بلند كن.
محمد صلى اللَّه عليه و آله سرش را بلند مىكند، مردى را مىبيند كه از حيث صورت، زيباترين و پاكترين انسانها است و از ميان دو چشمش نورى ساطع مىشود. بعد من او را صدا كردم و او به نزد من آمد. لباسى از نور بر تن داشت و سيمايش همه خير و بركت بود، بمن نزديك شد و پيشانى مرا بوسيد.