الجواهر السنية في الأحاديث القدسية - الشيخ حرّ العاملي - الصفحة ١٧٩ - الباب الثامن فيما ورد في شأن داود عليه السلام
را با سرپوشهاى آتشين مىپوشانم. بعد هم به آنها ملامتكنندهاى را مسلط مىكنم كه بر آنها مىگويد: اى اهل جهنم، اينها فلان كسان مسلط به وسيله زبان بودهاند. اينها را بشناسيد. اينها چه بسيار در ركعات طولانى نماز شبشان از ترس گريه كردهاند. ولى در نزد من كوچكترين ارزشى ندارند. زيرا من به قلب آنان نگاه كردم و فهميدم كه اگر از نماز فارغ شوند و يك زن زيبا را ببينند و آن زن خود را به آنها تسليم كند، آنها قبول مىنمايند.
قال: و أوحى اللَّه إلى داود: إنّ أدنى ما أنا صانع بعيد غير عامل بعلمه من سبعين عقوبة باطنيّة أن أنزع من قلبه حلاوة ذكري.
باز هم احمد بن فهد در همان كتاب گفته: خداوند به داود عليه السلام وحى كرد: اى داود، من كمترين عملى كه با بنده عالمم كه به علم خود عمل نمىكند انجام مىدهم، علاوه بر هفتاد عقوبت باطنى از قلب او حلاوت ذكر خود را بر مىكنم.
قال: و فيما اوحي إلى داود: يا داود، إنّي وضعت خمسة في خمسة، و الناس يطلبونها في خمسة غيرها فلا يجدونها: وضعت العلم في الجوع و الجهد و هم يطلبونه في الشبع و الراحة فلا يجدونه، و وضعت العزّ في طاعتي و هم يطلبونه في خدمة السلطان فلا يجدونه، و وضعت الغنى في القناعة و هم يطلبونه في كثرة المال فلا يجدونه، و وضعت رضائي في سخط الناس و هم يطلبونه في رضا النفس فلا يجدونه، و وضعت الراحة في الجنّة و هم يطلبونها في الدنيا فلا يجدونها.
باز هم احمد بن فهد گفته: از جمله چيزهايى كه خداوند به داود وحى كرده اين است كه: خداوند مىفرمايد: اى داود، من پنج چيز را در پنج چيز قرار دادهام. ولى مردم مىخواهند آنها را از راه ديگر بدست آورند و قطعا به آن