الجواهر السنية في الأحاديث القدسية - الشيخ حرّ العاملي - الصفحة ١٥٧ - الباب السابع فيما ورد في شأن موسى عليه السلام
زمانه يعرّفه الغائب عنه بعد ما عرفه، و الجاهل بشريعة دينه يعرّفه شريعته و ما يعبد ربّه و يتوصّل به إلى مرضاته.
شهيد ثانى اين حديث را از تفسير عسگرى عليه السلام نقل كرده كه حضرت از على ابن حسين عليه السلام نقل كرده است كه: خداوند به موسى وحى فرمود: مرا در نظر بندگانم دوست بشناسان و كارى بكن كه من هم مخلوقات خودم را دوست بدارم. موسى عرض كرد: خداوندا، اين كار را چگونه انجام بدهم؟ خداوند فرمود: نعمتها و احسانهاى مرا براى آنان بيان كن تا مرا دوست بدارند. اگر تو بندهاى را كه از در من روگردان شده به سويم برگردانى و گمراهى را به آستانهام عودت بدهى، براى تو بيش از يك سال عبادت ثواب دارد، كه روزهايش را روزه گرفته باشى و شبهايش را نماز شب خوانده باشى.
موسى عرض كرد: خداوندا، اين بنده كيست؟ خداوند فرمود: بنده گنهكار متمرد مىباشد. موسى دوباره عرض كرد: بنده گمراه كدام است؟ خداوند فرمود:
كسى كه امام زمان خود را نشناسد و كسى كه جاهل به شريعت و دين او باشد، با اين كه به آن شريعت معتقد است ولى به خداوندش عبادت نمىكند تا به رضاى او دست يابد.
و روى في كتاب مسكّن الفؤاد أنّ في أخبار موسى عليه السلام أنّهم قالوا: سل لنا ربّك أمرا إذا نحن فعلناه يرضى به عنّا، فأوحى اللَّه إليه: قل لهم يرضون عنّي حتّى أرضى عنهم.
شهيد ثانى در كتاب مسكّن الفؤاد، روايت كرده كه: قوم بنى اسرائيل به موسى گفتند: از خداوند عملى را بپرس كه اگر ما آن را انجام دهيم، خداوند از ما راضى مىشود؟ خطاب آمد: اى موسى، به آنان بگو كه خداوند مىفرمايد:
شما از من راضى شويد تا من هم از شما راضى شوم.