الجواهر السنية في الأحاديث القدسية - الشيخ حرّ العاملي - الصفحة ١٥٨ - الباب السابع فيما ورد في شأن موسى عليه السلام
قال: و روي أنّ موسى عليه السلام قال: يا ربّ، دلّني على أمر فيه رضاك، قال اللَّه: إنّ رضائي في كرهك، و أنت ما تصبر على ما تكره، قال: يا ربّ، دلّني عليه، قال: فإنّ رضائي في رضاك بقضائي.
شهيد ثانى در همان كتاب گفته: روايت شده كه موسى عليه السلام عرض كرد:
خداوندا، مرا به عملى دلالت نما كه رضاى تو در آن است. خداوند فرمود:
رضاى من در اكراه تو است. يعنى تو آنچه را كه اكراه دارى به طرف آن نمىروى. موسى عرض كرد: خداوندا، آن را برايم روشنتر بفرما. خداوند فرمود: رضاى من در اين است كه تو به قضا و قدر من راضى باشى.
قال: و روي أنّ بني إسرائيل أصابهم قحط سبع سنين، فخرج موسى عليه السلام يستسقي لهم في سبعين ألفا، فأوحى اللَّه إليه: كيف أستجيب لهم و قد أظلت عليهم ذنوبهم و سرائرهم خبيثة، يدعونني على غير يقين و يأمنون مكري؟
ارجع إلى عبد من عبادي يقال له «برخ» يخرج أستجيب له.
... و ذكر الحديث شهيد ثانى در همان كتاب گفته: روايت شده كه هفت سال قحطى بنى اسرائيل را فرا گرفت. پس موسى با هفتاد هزار نفر جمعيت براى طلب باران به مناجات رفت. خطاب آمد: اى موسى، من چگونه دعاى اينها را قبول كنم. در حالى كه گناهان بر روى آنان سايه افكنده و باطن آنان خبيث است، مرا دعا مىكنند ولى يقين ندارند و خود را از مكر من در امان مىدانند. برگرد به سوى يكى از بندگان من به نام (برخ) به او بگو او بيايد دعا كند من قبول مىكنم.
قال: و في مناجاة موسى عليه السلام: أي ربّ، أي خلقك أحبّ إليك؟ قال: من إذا أخذت حبيبه سالمني، قال: فأيّ خلق أنت عليه ساخط؟ قال: من يستخيرني في الأمر فإذا قضيت له سخط قضائي.