الجواهر السنية في الأحاديث القدسية - الشيخ حرّ العاملي - الصفحة ١٤٩ - الباب السابع فيما ورد في شأن موسى عليه السلام
مىخواستم شما را با چيزهايى زينت مىدادم كه وقتى فرعون آنها را ببيند بداند كه از مقدار آن عاجز است (يعنى با تمام ثروتش نمىتواند آن زينتها را فراهم كند). ولى من شما را بيشتر راغبترم، اين است كه شما را از مال دنيا محروم كردهام. چون من با اولياى خود همين كار را مىكنم و من آنها را از نعمتهاى دنيا مراقبت مىكنم و باز مىدارم. همان طورى كه چوپان گوسفندانش را از هلاكت و خطر دور نگه مىدارد.
من رفتار اولياى خود را كنترل مىكنم، همان طورى كه چوپان گوسفندانش را از محل لغزش و خطا دور نگه مىدارد. اين كار من به دليل اين نيست كه من آنها را اهميت نمىدهم و يا اين كه آنها در نزد من كوچكند، بلكه براى اين است كه نصيب خود را از دنيا به طور سالم و كامل بردارند. من اولياء خود را با تواضع و خشوع و خوفى كه در قلب آنها جايگزين شود، زينت مىدهم تا در اجساد آنها هم آثارشان ظاهر مىگردد. پس شعار و دثار آنها همانهايى است كه درك مىكنند و نجات آنهاست كه بوسيله آن به فوز آخرت نايل مىشوند. و به آنها درجاتى مىدهم كه اميد دارند و مجدى عطا مىكنم كه بوسيله آن به ديگران فخر كنند و سيماى آنها چنان است كه شناخته مىشوند.
اى موسى، براى آنها فروتنى كن و نسبت به آنان مهربان و نرم باش. قلبت را در برابر آنان ذليل كن و همچنين زبانت را در مقابل آنان نرم و ملايم بساز. بدان كه هر كس ولى مرا بترساند، خود را براى محاربه با من آماده كرده است و بعد هم در روز قيامت من خونخواه اولياى خودم مىباشم.
قال: و روي أنّ موسى مرّ برجل و هو يبكي، ثمّ رجع و هو يبكي فقال:
إلهي عبدك يبكي من مخافتك، فقال: يا موسى، لو نزل دماغه مع دموع عينيه لم أغفر له و هو يحبّ الدّنيا ..