ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٩٤
حسين بن علىّ عليه السّلام و أصحاب آن حضرت بيشتر است. زيرا لشكريان يزيد، جانها و أموال آنها را گرفتند، أموال را غارت كردند و جانها را از بدنها بيرون كشيدند.»
وَ هَؤُلآء عُلَمَآءُ السُّوء، النَّاصِبُونَ، الْمُتَشَبِّهُونَ بِأَنَّهُمْ لَنَا مُوَالُونَ، وَ لِاعْدَآئِنَا مُعَادُونَ، وَ يُدْخِلُونَ الشَّكَّ وَ الشُّبْهَةَ عَلَى ضُعَفَآء شِيعَتِنَا، فَيُضِلُّونَهُمْ وَ يَمْنَعُونَهُمْ عَنْ قَصْدِ الْحَقِّ الْمُصِيبِ.
«أمّا اينها علماء سوء هستند كه با جانها و روحهاى مردم بازى مىكنند؛ اينها با عدالت و شخصيّت و شرف و إنسانيّت إنسان بازى مىكنند؛ اينها إيمان و إيقان را از مردم مىگيرند؛ اينها رابطة بين خلق و خدا را از بين مىبرند. اين علماء سوء كه دشمنان ما هستند، خودشانرا به صورت مواليان و نزديكان ما در مىآورند و به مردم جلوه مىدهند، كه آنها با ما موالى هستند، و با دشمنان ما دشمنند. آنوقت شكّ و شبهه بر ضعفاى شيعيان ما وارد مىكنند؛ و قلوب شيعيان ما را دچار شكّ و شبهه كرده، آنها را گمراه مىكنند؛ و از پيمودن راه حقّ باز ميدارند، آن راه حقّى كه إنسان را به مقصد و كمال ميرساند».
خداوند پويندگان حقّ را يله نميگذارد؛ مؤمنى را براى إرشاد آنها بر مىانگيزد
لَا جَرَمَ أَنَّ مَنْ عَلِمَ اللَهُ مِنْ قَلْبِهِ مِنْ هَؤُلآء الْقَوْمِ أَنَّهُ لَا يُرِيدُ إلَّا صِيَانَةَ دِينِهِ وَ تَعْظِيمَ وَلِيِّهِ، لَمْ يَتْرُكْهُ فِى يَدِ هَذَا الْمُتَلَبِّسِ الْكَافِرِ، وَ لَكِنَّهُ يُقَيِّضُ لَهُ مُؤْمِنًا يَقِفُ بِهِ عَلَى الصَّوَابِ، ثُمَّ يُوَفِّقُهُ اللَهُ لِلْقَبُولِ مِنْهُ، فَيَجْمَعُ اللَهُ لَهُ بِذَلِكَ خَيْرَ الدُّنْيَا وَ الآخِرَةِ؛ وَ يَجْمَعُ عَلَى مَنْ أَضَلَّهُ لَعْنًا فِى الدُّنْيَا وَ عَذَابَ الآخِرَةِ.
«لا جرم چون خداوند داراى لطف و محبّت است و مىداند كه: بعضى از اين ضعفاى شيعه ما راهى براى إدراك واقع ندارند، و در دست چنين علمائى گرفتار شدهاند، اگر اينها در درون قلبشان دنبال واقع بگردند، و خود را بيچاره ببينند، خداوند يكى از أفرادى را كه حقّ باشد، براى هدايت آنها مىگمارد، تا اينكه آنها را از دست آن علماء فسقه خارج كند، و راه حقِّ مُصيب را به آنها نشان بدهد؛ و اين را خدا بر عهده گرفته است كه: أشخاصى كه از درون قلب دنبال