ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٣٦
ايشان روايتى را از باب دياتِ «مِفتاحُ الكَرامة» شاهد بر مطلب آورد! بايد توجّه نمود كه باب دياتِ «مفتاحُ الكَرامة» چه مناسبت با باب طهارت دارد؟!
ايشان عالمى بود مُتَضلِّع، خبير و منظّم. تمام كتابها، چه كتابهاى عامّه و چه كتابهاى شيعه را مطالعه مىكرد. بعد هر كتابى را كه مطالعه مىنمود، از مطالب آن براى خود فهرستى بر ميداشت. مثلًا از تمام «تاريخ بغداد» يك فهرست داشت. يك رديفِ ستونى از كتابخانهاش- كه مقدار كتابهايش هم خيلى زياد نبود- فقط فهرست آن كتبى بود كه مطالعه كرده و نتيجة آن كتابها را هر چه بود، لَه يا عليه شيعه، در آنجا نوشته بود؛ و هرگاه إنسان به آن مراجعه ميكرد، مىفهميد كه كجاى اين كتاب بر ضرر شيعه و كجايش به نفع شيعه است، تا در موقع حاجت شفاهاً و يا كتباً در صورت تأليفِ كتابى در كلام، مَبنىّ بر اعتقادات رَصين و متينِ شيعه، از آن استمداد كند.
در ولايت فقيه، بايد علم ظاهر و علم باطن با هم جمع باشد
ايشان در اينجا مىفرمايد: فَهَؤُلآء، هُمُ الْعُلَمآءُ بِاللَهِ حَقًّا؛ وَ هَذَا الْمَقامُ مَنْزِلٌ رَفيعٌ وَ شَأْنٌ جَليلٌ لا تَصِلُ أيْدينا إلَيْه. كجا دست ما به اينها ميرسد؟!
عبارت ايشان است: نَعوذُ بِاللَهِ مِنْ شُرورِ أنْفُسِنا وَ نَتَمَسَّكُ بِلُطْفِهِ وَ كَرَمِه.
ثُمَّ قالَ: احْتَمَلَ بَعْضُ الْعُلَمآء أنْ يَكونَ الْمُرادُ مِنَ الْعُلَمآء بِاللَهِ فى قَوْلِهِ عَلَيْهِ السَّلامُ: «مَجَارِىَ الامُورِ وَ الاحْكَامِ عَلَى أَيْدِى الْعُلَمَآء بِاللَهِ» الْعارِفينَ بِهِ بِقَرينَةِ إضافَتِهِمْ إلَيْهِ سُبْحانَهُ؛ وَ الْمُرادُ مِنَ الْمَجارى، مَجارِى الامورِ التَكْوينيَّة.
سپس مىفرمايد: بعضى از علماء احتمال دادهاند كه: مراد از علماء بالله خصوص عارفين باشد به قرينة إضافه و نسبت دادن آنها به خداوند سبحان، كه مىفرمايد: علماء بالله. و مراد از مجارى هم، مجارىِ امور تكوينى باشد نه تشريعىّ. بنابراين، اين روايت دلالت مىكند بر ولايت تكوينيّه علماء بِالله.
ايشان در قسمت أوّل (كه مقصود از علماء بالله، عارفين بالله باشد) إشكال نكردند. أمّا درباره مطلب دوّم (كه مراد از مجارى امور، امور تكوينيّه باشد) فرمودند: يُبَعِّدُهُ ما وَرَدَ فى ذَيْلِهِ: «الامَنَآء عَلَى حَلالِهِ وَ حَرَامِهِ». چون در