ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٢٤٢
ميرداماد قَدَّس الله سرَّه مىفرمايد[١]: علم به آية محكمه علم نظرى است، كه آن معرفت به خداوند و أنبياء و حقيقت أمر در بَدْو و در عَوْد است؛ و اين فقه أكبر است. و علم به فريضة عادله علم شرعى است، كه در آن معرفت به شرائع و سُنن و قواعد و أحكام در حلال و حرام است؛ و اين فقه أصغر است. و علم به سنّت قائمه علم تهذيب أخلاق و تكميل آداب سفر إلى الله است؛ و سير و سلوك به سوى او و شناختن منازل و مقامات و بينش
بِما فيها مِنَ الْمُهْلِكاتِ وَ الْمُنْجيات
است. اين مطالب از مرحوم ميرداماد تا همينجا پايان مىپذيرد.
مرجع تفاسير مختلفه اين حديث به سوى أمر واحدى است
از مجموع اين مطالب، إجمالًا بدست مىآوريم كه: اين سه بزرگوار، يعنى مرحوم مجلسى و مرحوم فيض و مرحوم ميرداماد، يك مطلب را مىخواهند بيان كنند. يعنى مىخواهند بگويند: علم نافع و علم حقيقى، از مجموع علوم شرعيّه و دينيّه كه موجب كمال إنسان است (از عقائد و أخلاق و عبادات و معاملات و دستورات و تكاليف شرعيّه) خارج نيست.
مرحوم مجلسى (قدّه) آية محكمه را عبارت مىداند از: علم به توحيد و معارف إلهيّه و صفات پروردگار، كه تقريباً همان معنى است كه محقّق فيض و سيّد داماد براى آية محكمه مىكنند.
بنابراين، در تفسير آية محكمه اختلافى ندارند. أمّا در فريضة عادله و سنّت قائمه، مرحوم مجلسى مىفرمايد: فريضة عادله علم به واجبات است، أعمّ از واجبات فقهى و عملى كه در رسائل عمليّه نوشته شده است؛ و سنّت قائمه مستحبّات است، أعمّ از اينكه مستحبّات أخلاقيّه باشد يا اينكه تكاليف مستحبّه.
مرحوم فيض (قدّه) علم فريضة عادله را علم أخلاق مىداند، كه بايد از
[١] -« وافى» ج ١، باب صفه العلم، تعليقه ص ٣٧