ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ١٥٥
است، بر آن مترتّب مىشود.
حكم رجوع جاهل به عالم در سه مرحله فطرت، عقل، و شرع است
در لزوم رجوع جاهل به عالم سه مرحله وجود دارد. يعنى ما در بحث اجتهاد و تقليد، و بيان أدلّة لزوم تقليد، داراى سه مرحلة متفاوت در سه منزل گوناگون، و داراى سه حكم مختلف هستيم:
أوّل: حكم وجدانى و فطرى. و آن اينست كه: فطرت إنسان مىگويد: هر جاهلى بايد به عالم رجوع كند. و در اين مرحله احتياجى به مسألة شرعى و حكم شرعى، يا حكم عقلى نيست؛ بلكه در فطرت و وجدان هر كسى اين مسأله نهفته است كه: بايد جاهل به عالم رجوع كند؛ مثل اينكه هر كسى كه تشنه بشود، بدون اينكه كسى او را به آشاميدن آب أمر كند، يا اينكه عقل خود را حَكَم قرار داده و از او استعلام كند، بى اختيار آب مىنوشد. آدم تشنه در بيابان چون به چشمه آبى برسد، خود را بر آن مىافكند.
همچنين، إنسان كه از شير و گرگ و پلنگ فرار مىكند، نياز به سوال از كسى، يا رجوع به حكم عقل ندارد؛ بلكه اين، حُكم أوّلى و وجدانى است كه با فطرت إنسان سرشته شده است، و اين را حكم فطرى مىگويند.
حكم فطرى، در بسيارى از حيوانات هم موجود است؛ مثلًا مىبينيم كه: بسيارى از حيوانات، از يك حيوانى كه از آنها بالاتر است تقليد مىكنند. مثلًا در ميان گلّه گوسفند، آن گوسفندى كه از همه بزرگتر است و شاخ دارد و او را قوچ گلّه مىگويند، هميشه جلو راه مىرود و بقيّه بدنبال او حركت مىكنند و او را كَبْش مىگويند.
«كبش كتيبه» هم كه در روايات وارد است، به آن پهلوانى مىگويند كه لشكر به او قائم است، و حكم قوچ جنگى را در برابر دشمن دارد.
شايد ديدهايد كه بعضى از أوقات دستهاى از سارها يا كبوتران بر فراز آسمان پرواز مىكنند، در حالى كه همه آنها با همديگر در يك سمت حركت مىكنند؛ أمّا هنگامى كه جلودار آنها به جهت ديگرى بپيچد، همه آنها جهت