ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٢٣٩
مَتنش متنى است مورد اعتبار، يعنى متنش حاوى مضمونى است كه آيات قرآن و روايات ديگر آن را تقويت و تأييد مىكند، و يكى از جهات جابره روايات ضِعاف- همانطورى كه سابقاً بيان كرديم- انجبار به شهرت عملى يا شهرت فتوائى است؛ بنابراين، روايت معتبر و مورد قبول واقع مىشود.
يكى از جهات جابره اعتبار است؛ اعتبار يعنى متن حديث متنى باشد كه قرائن كثيرهاى از آيات يا روايات مؤيِّد آن قرار گيرد؛ اين روايت را معتبره مىگويند؛ يعنى متنش و مضمونش مورد اعتبار است.
متن اين حديث شريف از همين قبيل است؛ زيرا مطالبى كه در روايات ديگر بيان شده است، گرچه به صورت انحصار علم در اين سه موضوع نيست وليكن آنچه از روايات كثيرهاى كه محدّثين در أبواب علم و عقل از رسول خدا و أئمّه عليهم السّلام نقل كردهاند استفاده مىشود، از اين سه أمر خارج نيست؛ و مضمون اين روايت، همان مضامينى است كه در آن روايات كثيرة متفرّقه آمده است. بنابراين در سند جاى إشكالى نيست و قابل قبول است.
تفسير مرحوم مجلسى و محقّق فيض، از فقرات ثلاثه اين حديث
أمّا در شرح اين گفتارِ حضرت رسول صلّى الله عليه و آله، مرحوم مجلسى بيانى دارد و محقّق فيض بيانى ديگر و محقّق ميرداماد نيز بيانى ديگر.
مجلسى در «مرءَاة العقول»[١] در شرح اين حديث مىگويد: اينكه رسول خدا فرمودند:
مَا هَذَا؟
و نگفتند: مَنْ هَذَا؟ در حالتى كه بايد بگويند: مَنْ هَذَا؟ (زيرا سؤال از هويّت عاقل است نه غير عاقل؛ و لفظ «مَا» براى غير عاقل استعمال مىشود و لفظ «مَنْ» براى عاقل. يعنى بايد بگويند: اين چه كسى است؟ نه اينكه بگويند: اين چه چيزى است؟) بدين علّت است كه بفهمانند: شما كه مىگوئيد: اين علّامه است، استفاده لفظ علّامه در اينجا غلط است. و علّت ديگر تحقير و پست شمردن و تأديب او بوده است.
حضرت مىخواهد بفرمايد كه: أصلًا اين علم در حكم لا علم است؛ و
[١] -« مرءاة العقول» طبع حروفى، ج ١، ص ٢٢ و ص ٢٣